تحلیل اثرات دموکراسی و تجارت آزاد بر دریافتی عوامل تولید در ایران
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد دانشگاه شهید چمران اهواز
doi
10.22059/jte.2021.305166.1008336چکیده
نظریه مزیت نسبی بر پایه هزینه فرصت معتقد است که تجارت بینالملل میتواند سبب جابهجایی عوامل تولید شود و تئوری استالپر - ساموئلسون بیان میکند تجارت میتواند بر دریافتی عوامل تولید و بازده آنها اثرگذار باشد. همچنین دموکراسی از یک جهت میتواند بر اهمیت خصوصیسازی و توجه به بخش خصوصی و طبقه سرمایهدار و از جهت دیگر با توجه به نظریه رأیدهنده میانی، بر عموم مردم و دارندگان نیروی کار اثرگذار باشد. هدف اصلی این مطالعه تحلیل اثرات دموکراسی و تجارت بر نسبت دریافتی عوامل تولید در ایران طی دوره زمانی 1357 تا 1397 میباشد. روش تحقیق همبستگی و استفاده از مدلهای اقتصادسنجی GLS و GMM است. نتایج تحقیق نشان میدهد که اثر متغیرهای سرمایهگذاری خارجی و درجه باز بودن تجاری بهعنوان شاخصهای تجارت بر متغیر نسبت دستمزد به نرخ بهره بهعنوان نسبت دریافتی عوامل تولید مثبت و معنادار و اثر متغیر دموکراسی بر متغیر نسبت دستمزد به نرخ بهره مثبت و معنادار است. همچنین اثر متغیر تعاملی مستقل دو شاخص دموکراسی و درجه بازبودن تجاری (سرمایهگذاری خارجی) بر متغیر نسبت دستمزد به نرخ بهره مثبت و معنادار میباشد. این نتایج منطبق بر تئوری استالپر–ساموئلسون و مطالعات تجربی میباشد. طبقه بندی JEL: F16 ,J24 ,P16