برآورد تبخیر و تعرق واقعی گندم و کلزا با استفاده از الگوریتم سبال (مطالعۀ موردی: ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسماعیلآباد استان قزوین)
نویسندگان
1 دانشجو کارشناسی ارشد، گروه مهندسی آب، دانشکدههای ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار گروه مهندسی آب، دانشکدههای ابوریحان، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 استادیار بخش تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قزوین، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قزوین، ایران
doi
10.22059/ije.2022.339191.1609چکیده
تبخیر و تعرق پدیدۀ پیچیدهای است که به عوامل و دادههای زیادی وابستگی دارد، بنابراین تعیین آن، بسیار مشکل و پرهزینه است. در اغلب روشهایی که بیشتر با هدف برآورد تبخیر و تعرق ارائه شده، از اندازهگیریهای نقطهای برای تخمین این متغیر استفاده شده است. بنابراین، فقط در مقیاس محلّی مناسب است و به سبب پویایی و تغییرات منطقهای تبخیر و تعرق(ET) قابل تعمیم به حوضههای بزرگ نیست. یکی از الگوریتمهای سنجش از دور برای برآورد تبخیر و تعرق واقعی الگوریتم بیلان انرژی سطح زمین (سبال) است. در این الگوریتم از طریق برآورد همة مؤلفههای انرژی در سطح زمین ازجمله شار تابش خالص، شار گرمای خاک، و شار گرمای محسوس و با استفاده از معادلة بیلان انرژی به محاسبة تبخیر و تعرق اقدام میشود. هدف از انجام این تحقیق، مقایسۀ برآورد تبخیر و تعرق واقعی با استفاده از الگوریتم سبال در دو محصول گندم و کلزا با نتایج برآورد تبخیر و تعرق به روش پنمنـ مانتیثـ فائو در محدودة ایستگاه تحقیقات کشاورزی اسماعیلآباد، در سال زراعی 1398ـ 1399 است. آزمون آماری T تکنمونهای شاخص بازتاب دمای سطح زمین نشان داد بازتاب طیفی دو محصول گندم و کلزا طی دورۀ رشد فنولوژیک تفاوت معناداری با هم داشته است. نتایج تحقیق نشان داد مقادیر محاسباتی دو مدل مطابقت نسبتاً خوبی با هم دارند و مقدار میانگین جذر مربعات خطا (RMSE) در برآورد تبخیر و تعرق واقعی برای گیاهان گندم و کلزا بهترتیب 04/3 و 09/2 میلیمتر بر روز به دست آمد و مقدار ضریب تبیین ((R2 نیز بهترتیب 78/0 و 81/0 بوده است. نتایج نشان داد مدل الگوریتم سبال در مقایسه با مدل پنمنـ مانتیثـ فائو (براساس دادههای بهنگام هواشناسی)، مقدار تبخیر و تعرق را برای گیاه گندم و کلزا کمتر برآورد میکند.