افقهای نوین ترجمه: مطالعهای کیفی درباره مزایا، چالشها و مسیرهای آینده ترجمه با هوش مصنوعی
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
2 مدرس مدعوِ زبان و ادبیات انگلیسی، گروهِ زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
3 دانشجوی دکتری آموزش زبان انگلیسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران
doi
10.22059/jolr.2025.403095.666941چکیده
همزمان با شتاب گرفتن پیشرفتها در حوزه هوش مصنوعی، این پژوهش کیفی بررسی میکند که مترجمان حرفهای مزیتها، چالشها و مسیرهای احتمالی آینده ترجمه یاریگرفته از هوش مصنوعی را چگونه میبینند؛ برای گردآوری دادهها با بیست مترجم دارای دستکم سه سال سابقه از تخصصها و محیطهای کاری گوناگون مصاحبههای نیمهساختاریافته از طریق سامانههای دیدار تصویری انجام شد، متن مصاحبهها کلمهبهکلمه پیادهسازی و بر پایه دستورالعملهای براون و کلارک با روش تحلیل مضمونی بررسی گردید، و برای افزایش اعتبار، کدگذاری توسط همکار باتجربه بازبینی شد؛ یافتهها چهار فایده برجسته را نشان داد: افزایش سرعت از راه پیشنویسسازی و خودکارسازی بخشهای تکراری، مقرونبهصرفه بودن برای پروژههای بزرگ یا در مواردی که ضیق وقت وجود دارد، بهبود انسجام و کنترل دقیقتر اصطلاحات بهویژه در متون فنی، و تسهیل همکاری از طریق حافظهها و واژهنامههای مشترک؛ در کنار اینها، مخاطرات و چالشهای مهمی نیز گزارش شد: دشواری همیشگی در بازنمایی ظرافتهای فرهنگی و کاربردشناختی و در ایجاد اثرگذاری بلاغی، خطر اتکای بیشازحد که میتواند به فرسایش مهارتها و افزایش توقعات مشتریان بینجامد، خستگی ناشی از پساویرایشِ بروندادهای نامأنوس یا مبهم، نگرانیهای اخلاقی درباره حریم خصوصی داده، محرمانگی، مؤلفیت و امنیت شغلی، و محدودیتهای فنی در زبانهای کممنبع یا گونههای پیچیده زبانی؛ با جمعبندی شواهد همسو و ناهمسو، الگوی «انسان در حلقه با محوریت شخصیسازی و بهرهوری» پیشنهاد میشود که در آن هوش مصنوعی بهعنوان همیار در پوشش آموزشی و حرفهایِ انسانمحور به کار گرفته میشود و خبرگی انسانی همچنان در صورتبندی مسئله، سازگار کردن متن با مخاطب، تضمین کیفیت و تصمیمهای ارزشمدار تعیینکننده میماند؛ دلالتهای عملی شامل توسعه حرفهای هدفمند در زمینه سواد هوش مصنوعی، راهبردهای پساویرایش و آگاهی از سوگیری، بازطراحی برنامههای آموزش مترجمی برای پرورش شایستگیهای ترکیبی و ارزیابی انتقادی بروندادهای هوش مصنوعی، و تدوین سیاستهای سازمانی و بخشی درباره حاکمیت داده، شفافیت و جبران خدمت منصفانه است. در مجموع، نتایج از افتادن به دام بدبینی نسبت به فناوریهای روز و شورزدگی و تعصب کورکورانه پرهیز میدهد و بر همکاریِ سنجیده انسان و هوش مصنوعی تأکید میکند؛ همکاریای که از این فناوری در جایی بهره میگیرد که ارزش میافزاید و همزمان ژرفای فرهنگی، یکپارچگی اخلاقی و عاملیت خلاقانه مترجم حرفهای را پاس میدارد.