اثرات تمرکززدایی مالی و کنترل فساد بر رشد اقتصادی (تجربه کشورهای نفتی منطقه)

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد اسلامی دانشگاه خوارزمی

doi
10.22059/jte.2021.81017
چکیده

درحالی‌که مطالعات موجود به‌طور عمده به بررسی رابطه بین تمرکززدایی و فساد، رشد و تمرکززدایی یا فساد و رشد اقتصادی  می­پردازند، اندک مطالعاتی به تبیین ارتباط بین این سه مؤلفه پرداخته­اند. مقاله حاضر با هدف بررسی ارتباط تئوریک و تجربی تمرکززدایی مالی، کنترل فساد و رشد اقتصادی، از روش داده­های تابلویی برای کشورهای بزرگ صادرکننده نفت طی دوره زمانی 2017-1998 بهره گرفته است. بیشتر کشورهای نفتی به‌دلیل تک­محصولی بودن و وابستگی به درآمدهای حاصل از صادرات نفت‌خام دارای ساختاری متمرکز و تمرکزگرا بوده و حجم فساد مالی بالایی دارند.   نتایج به‌دست آمده برای کشورهای منتخب صادرکننده نفت نشان می­دهد که اولاً، بهبود یک واحدی شاخص کنترل فساد در الگوهای مختلف برآوردی به‌طورمتوسط به‌ترتیب 74/0، 53/0، 62/0 درصد رشد اقتصادی آنها را افزایش داده است. ثانیاً، با انجام تمرکززدایی هزینه‌ای، درآمدی و مالی، رشد اقتصادی این کشورها به‌ترتیب 43/0، 13/0 و 18/0 درصد افزایش خواهد یافت. درنهایت، اثرات منفی فساد مالی بر رشد اقتصادی با اعمال تمرکززدایی کاهنده بوده، به‌طوری‌که ضریب برآوردی در دو مدل رشد مثبت و معادل 19/0 و 16/0 درصد داشته است. طبقه­بندیJEL: H72، H77، D73، O40