تحلیلی بر پیشران اقتصاد نفتی و تأثیرات آن بر کیفیت زیستپذیری جوامع محلی در شهرهای استخراجی (مطالعۀ موردی: شهر بهبهان)
نویسندگان
1 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه زنجان، زنجان، ایران
3 دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
4 دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2020.306628.1338چکیده
بازخوانی توسعۀ نفتی کشور از منظر رفاه و زندگی کیفی مردم میتواند پاسخگوی بخشی از مسائل در عرصۀ سیاستگذاری و توجه ساختاریافته به مفهوم کیفیت زندگی باشد؛ بنابراین با توجه به نقش انکارنشدنی درآمدهای حاصل از سرمایۀ منابع طبیعی نفت در فرایند سرمایهگذاری و تشکیل سرمایه، همچنین تأکید بسیاری از نظریات مرسوم توسعهای بر نقش مثبت منابع طبیعی در فرایند پیشرفت و افزایش رفاه جوامع، نوشتار حاضر به تحلیل درآمدهای نفتی بهعنوان پیشران کلیدی بر زیستپذیری جوامع از منظر ذینفعان محلیبهبهان (سرپرستان خانوار) پرداخته است. برایناساس، با مطالعۀ ادبیات و مبانی موجود، 59 متغیر (شامل 54 مؤلفۀ زیستپذیری شهری و 5 متغیر اقتصاد نفتی) در قالب تشکیل ماتریس و پرسشنامه در اختیار 35 کارشناس خبره در موضوعات زیستپذیری شهری و اقتصاد نفتی قرار گرفت و این متغیرها بهکمک استانداردهای تحلیل تأثیرات متقابل وزندهی و با استفاده از نرمافزار میکمک تجزیه و تحلیل شد. نتایج مطالعات نشان میدهد هیچیک از عوامل اقتصاد نفتی در گروه متغیرهای دووجهی قرار نگرفتند که این امر نشاندهندۀ تأثیرات نه چندان زیاد و مثبت نفت بر مقولۀ زیستپذیری شهری است؛ چنانکه بهواسطۀ استقرار صنعت نفت در شهر بهبهان، زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیستمحیطی شهر، متحول شده است که البته این تحولات مطلوب نبوده و کیفیت زندگی ساکنان را بهتر نکرده است. در این میان، شاخص اقتصادی، متأثر از عملکرد صنعت نفت، به افزایش فاصلۀ طبقاتی، استفادهنکردن از نیروهای بومی و جداییگزینی اکولوژیکی در شهر منجر شده و بهدلیل اشتغالزایی برای افراد غیربومی و ساکن شهرهای بزرگ از جمله تهران، افزایش درآمد ساکنان غیربومی شهر را رقم زده است؛ بنابراین باید راههای بهتری برای تعامل صنعت نفت و بومیان تدارک داده و توسعۀ منطقهای پایدار محقق شود.