رابطۀ بین جهتگیریهای هدف پیشرفت، فرایندهای ارزیابی شناختی و هیجانات پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر: یک تحلیل میانجیگیری تعدیل شده
نویسندگان
1 کارشناس ارشد، روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد تهران شمال
2 استادیار، روانشناسی تربیتی، دانشگاه شهید بهشتی (نویسندۀ مسئول)
3 دکتری، مربی، روانشناسی، دانشگاه پیام نور
doi
10.22099/jsli.2020.5787چکیده
پژوهش حاضر با هدف آزمون نقش میانجیگر فرایندهای ارزیابی شناختی در رابطۀ جهتگیریهای هدف و هیجانات پیشرفت در دانشجویان دختر و پسر انجام شد. 340 دانشجوی مقطع کارشناسی (170 پسر و 170 دختر) به نسخۀ تجدید نظر شدۀ پرسشنامۀ هدف پیشرفت (AGQ-R)، نسخۀ تجدیدنظر شدة مقیاس ارزیابی تنیدگی (SAM-R) و نسخۀ کوتاه پرسشنامۀ هیجانهای پیشرفت (AEQ-R) پاسخ دادند. در مطالعۀ همبستگی حاضر، به منظور آزمون روابط ساختاری در دو جنس در مدل مفروض، از روش آماری مدلیابی معادلات ساختاری چندگروهی استفاده شد. نتایج نشان داد که فرایندهای ارزیابی شناختی، در رابطۀ بین جهتگیریهای هدف و هیجانات پیشرفت در دانشجویان هم در گروه نمونۀ کل و هم گروه دختر و پسر، نقش واسطهگریِ نسبی دارد، و مدل مفروض با دادهها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این، نتایج تخصیص گروهی روابط ساختاری بین متغیرهای چندگانه حاکی از آن است که روابط بین جهتگیریهای هدف، ارزیابیهای شناختی و هیجانات پیشرفت در دو گروه دانشجویان دختر و پسر، همارز بودند. در نهایت، یافتهها نشان داد که در مدلهای مفروض چندگانه، تمامی وزنهای رگرسیونی از لحاظ آماری معنیدار بودند. علاوه بر این، بخشی از پراکندگی مشترک بین دوایر مفهومی جهتگیریهای هدف و هیجانات پیشرفت مثبت و منفی از طریق فرایندهای ارزیابی شناختی تبیینپذیر است.