ارزیابی کارایی اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه در طبقهبندی تصاویر سنتینل 2 با هدف شناسایی تغییرات کاربری مناطق شهری (مطالعة موردی: شهر قزوین)
نویسندگان
1 استادیار گروه سنجشازدور و GIS، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد سنجشازدور و GIS، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار گروه سنجشازدور و GIS، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2021.314285.1411چکیده
در چند دهة اخیر، مناطق شهری بهدلیل رشد سریع جمعیت و افزایش شهرنشینی دستخوش تغییرات زیادی شده است. استفاده از تصاویر ماهوارهای با قدرت تفکیک مکانی بالا یکی از روشهای کارآمد در مطالعه و شناسایی این تغییرات است. دسترسی به این تصاویر بهدلیل هزینة فراوان بسیار محدود است؛ از اینرو تصاویر ماهوارهای با قدرت تفکیک متوسط نظیر سنتینل بهدلیل دسترسپذیری بالا در کاربردهای شهری بسیار استفاده شده است. شناسایی دقیق تغییرات شهر با استفاده از طبقهبندی تصاویر ماهوارهای نیازمند دسترسی به دادههای زمینی صحیح برای تفکیک کلاسهای مختلف پوشش زمین است. عملیات برداشت اطلاعات زمینی، پرهزینه و زمانبر است و برای تصاویر مربوط به زمانهای گذشته امکانپذیر نیست. اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه که دادههای مربوط به یک دورة زمانی را جمعآوری میکند، میتواند یکی از منابع دادة حقایق زمینی باشد. با استفاده از نمونههای تعلیمی حاصل از اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه، فرایند پردازش تصاویر ماهوارهای با سرعت بیشتری انجام میشود. در این پژوهش، کارایی اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه به عنوان نمونههای تعلیمی در طبقهبندی تصاویر سنتینل 2 برای شناسایی تغییرات کاربری شهر قزوین در سالهای 1394 و 1397 بررسی شده است. بدینمنظور صحت طبقهبندی تصاویر سنتینل 2 با نمونههای تعلیمی حاصل از اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه با صحت طبقهبندی تصاویر مذکور با استفاده از نمونههای تعلیمی بهدستآمده از تصاویر گوگلارث و بهکمک آزمون آماری t مقایسه شده است. نتایج آزمون t با سطح اطمینان 95 درصد، برای سالهای 1394 و 1397 نشان میدهد اختلاف معناداری میان نمونههای تعلیمی گوگلارث و اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه در طبقهبندی تصاویر سنتینل 2 وجود ندارد؛ بنابراین اطلاعات جغرافیایی داوطلبانه کارایی مناسبی به عنوان نمونههای تعلیمی در طبقهبندی تصاویر ماهوارهای در مناطق شهری دارند.