خوانش اسطوره‏بنیاد ترامتنیت در سروده‏های عبدالکریم کاصد

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران

doi
10.22067/jallv16.i2.2412-1485
چکیده

پیوند میان یک متن با متن‏های دیگر در خوانش، توصیف، نقد و تحلیل آثار ادبی و هنری، مورد توجّه اندیشه‏مندان و صاحب‏نظرانی مانند یولیا کریستوا، رولان بارت، میکائیل ریفاتر و ژرار ژنت قرار گرفته است. ژرار ژنت، نظریه‏پرداز و منتقد فرانسوی‏ البته گسترده‏تر و سامان‏یافته‏تر از دیگران به بررسی و تحلیل «ترامتنیت» پرداخته است. آن‏چه نگارش جستار ‏حاضر را به عنوان یک ضرورت در ذهن نگارنده مطرح ساخته است، ناشناخته بودن عبدالکریم کاصد، اندیشه‏ها و اشعار او و به‏ویژه متن‏های آستانه‏ای این ادیب فرهیخته در پژوهش‏ها و آثار نقد ادبی معاصر عربی بوده است.نگارنده در این نوشتار کوشیده است بر بنیاد نظریه‏ی ترامتنیت ژرار ژنت و با تمرکز بر گونه‏های پیرامتنیت و بینامتنیت به خوانش اسطوره‏بنیاد آستانه‏های متنی عبدالکریم کاصد به‏ویژه در نگاشته‏ی «برکه‏های کهن، بهشت گمشده» بپردازد. دستاوردهای پژوهش پیش‏رو نشان می‏دهد پیرامتن‏‏ها در طرح رو و پشت جلد، آستانه‏ی عنوان، زیرعنوان، صفحات شناسنامه، پیش‏گویه‏ی آغاز و در آستانه‏های متنی عناوین سروده‏های این نگاشته از گونه‏ی پیرامتن‏های مؤلّفی یا ‏ انتشاراتی است تا پیرامتن شخص دیگر. هم‏چنین از میان سه گونه‏ی بینامتنیت مطرح در انگاره‏ی ژنت، دو گونه‏ی بینامتنیت ‏صریح و ضمنی در آثار این ادیب قابل بازیابی و تحلیل است.