تبیین نقش پیکربندی فضا بر نحوۀ ادراک امنیت محیطی در بافت تاریخی شهر یزد
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2020.302071.1283چکیده
نظریه و روش چیدمان فضا یکی از نظریههای مرتبط با رویکرد موضعی است که در فرایند توسعة رویکردهای رفتاری و موضعی به مسائل شهری، بهمنظور تحلیل مناسبات میان پیکربندی فضا و شیوههای ادراک این پیکربندیها از سوی مردم ارائه شده است. برای این منظور نیز از شاخصهای فضایی مانند اتصال، همپیوندی، میانگین عمق و کنترل استفاده شده است. پژوهش حاضر با استفاده از این نظریه و همچنین روشهای آماری، مانند رگرسیون جغرافیایی موزون و رگرسیون چندمتغیره، میزان اثرگذاری عناصر فضایی شهر را بر ادراک امنیت محیطی ساکنان بافت تاریخی شهر یزد ارزیابی و تبیین کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد ادراک امنیت محیطی مشاهدهشدة ساکنان بافت پایینتر از حد مدنظر است و این تفاوت به لحاظ آماری معنادار بهشمار میآید. افزون بر این، نتایج نشان میدهد شاخصهای چیدمان فضا میتوانند براساس روش رگرسیون جغرافیایی موزون 36 درصد و براساس روش رگرسیون چندمتغیرۀ معمولی 51 درصد واریانس تغییر در ادراک امنیت محیطی را تبیین کنند. مقدار B در معادلة رگرسیون چندمتغیره نشان میدهد شاخص همپیوندی کلی بیشترین تأثیر را بر امنیت روانشناختی ساکنان دارد؛ به بیان دیگر براساس نظریة چیدمان فضا، هرچه میزان پیوستگی یک خیابان در کل شبکة ارتباطی شهر افزایش یابد، امنیت روانشناختی بهتری از سوی ساکنان بافت تاریخی شهر یزد گزارش میشود.