ارزیابی بافتهای ناکارآمد شهری براساس رویکرد بازآفرینی پایدار (مطالعۀ موردی: بافت ناکارآمد شهر یزد)
نویسندگان
1 استادیار گروه شهرسازی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه یزد، یزد، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2020.293372.1199چکیده
رشد بیرویه و شتابان شهرنشینی و شهرگرایی، مشکلات زیادی را به همراه داشته است. یکی از این مشکلات عمده، وجود بافتهای ناکارآمد شهری است؛ یعنی پهنههایی از فضاهای شهری که در مقایسه با سایر پهنههای شهر از جریان توسعه و چرخة تکاملی حیات عقب افتادهاند و به کانون مشکلات و نارساییهای شهری تبدیل شدهاند. در سالهای اخیر، رویکرد بازآفرینی شهری بهعنوان رویکردی متأخر در حوزة مرمت، برای حل مشکلات بافتهای ناکارآمد شهری مطرح شده است. برای رسیدن به بازآفرینی باید توسعة پایدار شهری مدنظر قرار بگیرد؛ از اینرو رویکرد بازآفرینی پایدار شهری، با درنظرگرفتن همة ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیستمحیطی، به بافت دیدگاهی جامع، یکپارچه و پایدار برای بهبود وضعیت کالبدی، اجتماعی و زیستمحیطی بافتهای ناکارآمد دارد. پژوهش حاضر با شناخت عوامل مؤثر بر ناکارآمدی بافتهای شهری و ارزیابی میزان پایداری و ناپایداری در بافت ناکارآمد شهر یزد و به روش کیفی-کمی انجام گرفته است. در بخش اول (پژوهش کیفی) دادههای پژوهش با مطالعة مبانی نظری و ادبیات پژوهش، معیارها و شاخصهای مؤثر بر بازآفرینی پایدار، برمبنای رویکرد منتخب پژوهش شناسایی شدند. در بخش دوم (پژوهش کمی) نیز به روش پیمایشی، 385 پرسشنامه میان ساکنان بافت ناکارآمد تکمیل و با استفاده از نرمافزار SPSS تحلیل شدند. عوامل متعددی در بازآفرینی پایدار بافتهای ناکارآمد شهری دخیل هستند؛ از اینرو در مطالعات کیفی پژوهش با بررسی لایهلایهای، مسئلة بافتهای ناکارآمد شهری بررسی شده است. نتایج کمی پژوهش نشان میدهد این منطقه در وهلة اول از نظر اقتصادی و در مرحلة بعد از نظر ابعاد کالبدی، مدیریتی، اجتماعی و زیستمحیطی ناپایدار است. درواقع ناپایداری ابعاد اقتصادی بافت ناکارآمد، نمود خود را بهصورت ناپایداری دیگر ابعاد بهویژه ابعاد کالبدی نشان میدهد؛ بنابراین رویکرد بازآفرینی شهری پایدار بهدلیل چشمانداز جامع و یکپارچة خود میتواند نسخة مناسبی برای مداخله در این بافتها باشد.