مقایسۀ ظرفیت بازآفرینی شهری پایدار در محلههایی با بافت فرسوده و غیررسمی شهری (مطالعۀ موردی: شهر مریوان)
نویسندگان
1 دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
2 استادیار گروه جغرافیای دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
3 استادیار گروه جغرافیای دانشگاه پیام نور تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2020.263227.961چکیده
در سالهای اخیر، مفهوم بازآفرینی شهری و بازآفرینی شهری پایدار به یکی از مهمترین روشهای ساماندهی بافتهای فرسودة شهری و مناطقی با بافت غیررسمی تبدیل شده است. این مفاهیم در کشور ما نیز مدنظر قرار دارند. بافتهای فرسوده و غیررسمی در دو دهة گذشته به یکی از چالشهای مدیریت شهری مریوان تبدیل شده است. از سوی دیگر، مقایسة پتانسیل دو بافت فرسوده و غیررسمی برای بازآفرینی، یکی از موضوعات مهمی بهشمار میآید که کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر بهمنظور مقایسة ظرفیت بازآفرینی شهری پایدار در محلههای دارای بافت فرسوده و غیررسمی شهری در شهر مریوان استان کردستان انجام شده است. این پژوهش، کاربردی، پیمایشی و توصیفی-تحلیلی است. جامعة آماری آن نیز شامل همة ساکنان محلههای بافت فرسوده و غیررسمی شهر مریوان بود که از این دو گروه، محلههای چهارباغ و لیلاخی بافت فرسوده و تپة موسک و نوبهار بافت غیررسمی بودند که برای بررسی انتخاب شدند. نتایج تجزیه و تحلیل آماری این پژوهش نشان میدهد از دیدگاه ساکنان محلههای هدف، بهبود شرایط اجتماعی اولین شاخص دارای پتانسیل در بازآفرینی شهری پایدار، رونق اقتصادی دومین شاخص دارای ظرفیت بازآفرینی، ارتقای کالبدی سومین شاخص دارای پتانسیل و بهبود وضعیت زیستمحیطی چهارمین شاخص دارای پتانسیل در بازآفرینی شهری پایدار هستند. ظرفیت بازآفرینی شهری پایدار در خردهمقیاسهای شرایط اجتماعی-فرهنگی، رونق اقتصادی، بهبود وضعیت زیستمحیطی و ارتقای کیفیت کالبدی در بافت فرسوده در حد بالا و زیاد است. ظرفیت بازآفرینی شهری پایدار در این خردهمقیاسها نیز در بافت غیررسمی در حد متوسط است. در مجموع شاخصها، ظرفیت بازآفرینی شهری پایدار در بافت فرسوده بیشتر از بافت غیررسمی است که باید مدنظر مجریان بازآفرینی شهری قرار بگیرد.