سنجش مکانی-زمانی فرم فضایی شهر ارومیه با تأکید بر شاخصهای تراکم شهری
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل، اردبیل، ایران
2 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اردبیل، اردبیل، ایران
3 دانشیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22059/jurbangeo.2019.280685.1099چکیده
تراکم از مباحث کلیدی مطالعات شهری و از مهمترین عناصر شناسایی فرم شهر است که پایش تغییرات آن در ترسیم وضعیت کالبدی-اجتماعی و تحلیل روند تحولات شهر اهمیت دارد. هدف پژوهش حاضر ارزیابی روند تغییرات و نحوۀ توزیع فضایی-زمانی شاخصهای تراکم شهری ارومیه طی سالهای 1375-1395 با استفاده از روشهای آماری است. جامعۀ آماری مناطق پنجگانۀ شهر ارومیه است. نتایج پژوهش نشاندهندۀ افزایش مقادیر همۀ شاخصهای مدنظر و ناهمگنی در توزیع است؛ بهطوریکه محدودۀ جنوبی شهر تراکم ساختمانی و سرانۀ زیربنای بالا و شمال شهر تراکم جمعیتی بالا و سرانۀ زیربنای پایینی دارد. ضریب موران شاخصها از الگوی تصادفی و پراکندگی به خوشهای حرکت کرده است. بیشترین تغییر نیز به سرانۀ خالص مسکونی با افزایش ضریب 04/0- در سال 1375 به 4/0 در سال 1395 مربوط است. ضریب گری نیز با کاهش و فشردگی همراه بوده است و بیشترین فشردگی در جمعیت، واحد مسکونی و زیربنا به میزان 28/1 تا 82/0 واحد و کمترین فشردگی در مساحت با کاهش 15/0 واحدی است. در ضریب ویلیامسون بیشترین نابرابری در مساحت، جمعیت تعداد خانوار و زیربناست و بقیۀ شاخصها توزیع متعادلتری دارند. آنتروپی متغیرهای مساحت با افزایش ضریب به 57/1 و 97/0 بیانگر الگوی پراکنش است. در تراکم مسکونی نیز FAR و تراکم ساختمانی با ضرایب کمتر از 5/0 نشاندهندۀ قطبیت و تعادلنداشتن در توزیع است. بهطورکلی با وجود متعادلشدن توزیع و حرکت شاخصها به سمت فشردگی محدود، شهر با افزایش نابرابری و توزیع قطبی در شاخصهای تراکم ساختمانی و سرانۀ زیربنا در منطقۀ 1 و 5 و شاخص جمعیتی در منطقۀ 2 مواجه است. تحول ساختار شهر در دهۀ گذشته نیز موجب قطبیترشدن ساختار فضایی شهر از نظر جمعیتی و ساختمانی و افزایش نابرابری شده است. همچنین منطقۀ 5 با بیشترین نابرابری در توزیع شاخصها مواجه بوده و نامتعادلتر است.