آزمون فیصله‌بخش، جامعه‌شناسی دین و رئالیسم انتقادی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی انقلاب اسلامی، پژوهشکدة امام خمینی و انقلاب اسلامی

doi
10.22059/jisr.2019.284168.889
چکیده

دو پارادایم حاکم بر جامعه‌شناسی دین از اواخر قرن بیستم آتش مناقشه‌ای داغ را برافروختند که محور آن‌ها، چگونگی ارتباط پلورالیسم مذهبی و مشارکت دینی بود. از یک سو، پارادایم سکولاریزاسیون استدلال کرد که قدرت و اقتدار یک دین در جامعه، در انحصاری‌بودن آن است و پلورالیسم مذهبی موجب فرسایش ایمان مذهبی افراد می‌شود و تأثیراتی سکولارکننده دارد. از سوی دیگر، پارادایم اقتصاد/ بازار دین استدلال کرد که تنوع و رقابت آزاد میان مذاهب مختلف در یک جامعه، نه‌تنها به سکولاریزاسیون منجر نمی‌شود، بلکه به افزایش مشارکت و بسیج مذهبی می‌انجامد. این استدلال‌ها برای آزمون تجربی در تحقیقات اجتماعی به دو فرضیة متضاد و مانعه‌الجمع منجر شد: 1. پلورالیسم مذهبی ارتباط منفی با مشارکت دینی دارد (پارادایم سکولاریزاسیون)، 2. پلورالیسم مذهبی ارتباط مثبتی با مشارکت دینی دارد (پارادایم اقتصاد/ بازار دین). با وجود این، مجموعة عظیمی از پژوهش‌های جامعه‌شناختی نتایج متعارضی به‌دنبال دارد. برخی یافته‌های تجربی از فرضیة پارادایم سکولاریزاسیون حمایت کرده و دلالت بر رد فرضیة پارادایم اقتصاد/ بازار دین داشته است. برخی دیگر، از فرضیة پارادایم اقتصاد/ بازار دین حمایت کرده‌اند و دلالت بر رد فرضیة پارادایم سکولاریزاسیون داشته‌اند. براین‌اساس مسئله‌ای کلی برای مقالة حاضر شکل گرفت، مبنی بر اینکه چرا الگوی رایج در علوم‌اجتماعی به‌طور عام و جامعه‌شناسی به‌طور خاص آن است که پژوهش‌های تجربی متعدد در یک موضوع واحد، نتایج متعارضی به‌دنبال دارند. برای پاسخ به پرسش مزبور و حل این مسئله، از استدلال‌های مندرج در دیدگاه رئالیسم انتقادی استفاده شد.