بررسی اعتبار نمرات سوابق تحصیلی، نمرات آزمون سراسری و نمرات ترکیبی در پذیرش دانشجویان با استفاده از تئوری تعمیم پذیری
نویسندگان
1 استادیار سازمان سنجش آموزش کشور
2 استادیار سازمان سنجش آموزش کشور
3 کارشناس پژوهشی سازمان سنجش آموزش کشور، مرکز تحقیقات و ارزشیابی (نویسنده مسؤول)
4 معاون وزیر و ریاست سازمان سنجش آموزش کشور
doi
10.22099/jsli.2017.3969چکیده
بنا بر تصویب قانون پذیرش دانشجویان در سالهای آینده بر اساس افزایش تدریجی سهم سوابق تحصیلی آنها در ترکیب با نمرهی آزمون سراسری، مشخص کردن کم و کیف ترکیب این دو نوع نمره برای انتخاب شایستهی متقاضیان ورود به دانشگاهها، یکی از مهمترین چالشهای تصمیمگیرندگان در سازمان سنجش آموزش کشور بوده است. این پژوهش بهمنظور بررسی اعتبار نمرات حاصل از سوابق تحصیلی، آزمون سراسری و ترکیب آنها بر اساس تئوری تعمیمپذیری صورت گرفته است. روش تحقیق بهصورت توصیفی بوده و در آن نمرات سوابق تحصیلی یک سال آخر 5608 دانشآموزان گروه ریاضی و فنی به همراه رتبهی دروس مشابه در آزمون سراسری آنها مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان داد که هم نمرات سوابق تحصیلی و هم نمرات آزمون سراسری برای رتبهبندی و ارتقای افراد به مراحل بعدی آموزش بهتنهایی دارای ضرایب تعمیمپذیری بهینهای هستند؛ واریانس واقعی هر سری از این نمرات جداگانه میتوانند افراد را برای ادامه تحصیل رتبهبندی کنند. اما ترکیب این دو نوع نمره اثربخش نیست. آزمون کنکور هنجار مرجع و با چولگی مثبت است و سوابق تحصیلی از آزمونهای مختلف بهدست میآید که ملاک مرجع و با چولگی منفی هستند. ترکیب آنها ایجاد یک توزیع دونمایی میکند که در برآورد نمرهی واقعی واریانس صفر یا منفی تولید میکند و ضرایب تعمیمپذیری بهدست آمده را بیاعتبار میسازد. درنهایت تبدیل نمرات به رتبههای صدکی برای حذف چولگی و سپس تبدیل رتبهها به توزیع نمرات استاندارد z برای ترکیب کردن توزیع دو نوع نمره، باعث افزایش واریانس واقعی و بهبود ضرایب تعمیمپذیری و اعتمادپذیری میشود. همچنین در تهیهی نمرهی کل ترکیبی برای این گروه آزمایشی باید تعداد دروس عمومی آنها را کاهش داد و همزمان تک نمرهی ریاضی در خرده آزمونهای اختصاصی آنها را به 4 لایه نمره تفکیک کرد.