تحلیل جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر تقاضای اجتماعی برای تحصیل در مقطع دکتری (مورد مطالعه: دانشجویان دکتری دانشگاه‌های تهران)

نویسندگان

1 دکتری بررسی مسائل اجتماعی، گروه جامعه‌شناسی، دانشکدة علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

2 دانشیار گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jisr.2019.285170.898
چکیده

مقالة حاضر به‌دنبال بررسی جامعه‌شناختی عوامل مؤثر بر تقاضای اجتماعی برای تحصیل در مقطع دکتری است. به‌منظور دستیابی به این هدف، از روش کمی-پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. جامعة آماری پژوهش دانشجویان مقطع دکتری تخصصی دانشگاه‌های تهران هستند که در سال تحصیلی 1394-1395 معادل 20.956 نفر بودند. بدین‌ترتیب 364 نفر به‌عنوان نمونه به روش نمونه‌گیری احتمالی طبقه‌بندی‌شده از دانشگاه‌های مختلف انتخاب شدند. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد با اجرای آزمون رگرسیون و ضریب هم‌‌بستگی پیرسون از میان پنج فرضیة مطرح‌شده، چهار فرضیه تأیید شد. این فرضیه‌ها نشان می‌دهد میان متغیرهای نظام ارزشی، تغییرات اجتماعی، فشار اجتماعی و انگیزة بهبود وضعیت شغلی با تقاضا برای تحصیل در مقطع دکتری رابطة مثبت معنا‌داری وجود دارد. همچنین با مقایسة مجذور تأثیرات خالص مشاهده شد متغیر نظام ارزشی با مجذور اثر خالص (226/0) بیشترین سهم را در تبیین تقاضای اجتماعی برای ادامة تحصیل در مقطع دکتری دارد. پس از آن از نظر داشتن بیشترین سهم در تبیین متغیر وابسته، به‌ترتیب متغیرهای تغییرات اجتماعی (127/0)، انگیزة بهبود وضعیت شغلی (052/0)، فشار اجتماعی (038/0) و درنهایت سیاست‌های انبساطی آموزش عالی (015/0)، قرار دارند. مجموع مجذور اثر خالص متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته مدل 458/0 است؛ یعنی حدود 46 درصد تغییرات تقاضای اجتماعی برای تحصیل در دورة دکتری به‌کمک مجموع متغیرهای مستقل پژوهش تبیین می‌شود.