حدیث بطی بررسی و نقد بیتی از حدیقۀ سنایی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم

doi
10.22067/jls.v53i2.84476
چکیده

در شروح متون بسیاری از اوقات با توضیحاتی مواجه می‌شویم که پیوند چندانی با متن ندارد، به نظر می‌رسد چنین گسستی نتیجۀ بی‌توجهی به ساختار کلام است؛ به عبارت دیگر، این گسست ممکن است از تمرکز بر یکی از عناصر متن مانند واژگان، اصطلاحات، صور بلاغی یا اشارات و وانهادن سایر مؤلفه‌ها ناشی شده باشد که نتیجۀ آن غفلت از ساختار متن به عنوان یک کلِ منسجم است.از جمله آثاری که شاید به دلیل اهمیت و تأثیر آن بر متون مختلف، همواره مورد نظر شارحان بوده، حدیقۀ سنایی است. لکن در شروح مختلف حدیقه نیز ابیاتی دیده می‌شود که یا شرح آنها بدون توجه به ساختار کلیِ متن است یا تقریر و تکرارِ  شرح و دریافتِ دیگران بدون تأمل در جوانب آن است.؟پژوهش حاضر به بررسی شرح یکی از ابیات حدیقه پرداخته که در آن شارحان بدون توجه به صدر و ذیل متن یا به تعبیری بدون عنایت به بافت کلام، به تبعیت از شرح و گفتۀ دیگری، گرانیگاه بیت را اشارت به داستانی دانسته‌اند و بر همین اساس مطالبی را عرضه کرده‌اند که چندان پذیرفتی نمی‌نماید، درحالیکه به نظر می‌رسد اشارت بیت به نامِ شخصی خاص است که از جمله راویان حدیث به شمار می‌رود.