تحلیل توزیع فضایی خدمات عمومی شهری با استفاده از تکنیکهای تصمیمگیری Vikor و WasPas (مطالعۀ موردی: کرمان)
نویسندگان
1 عضو هیئتعلمی دانشگاه شهید باهنر کرمان
2 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری
doi
10.22059/jurbangeo.2018.238858.762چکیده
عدالت فضایی از مباحثی است که در سالهای اخیر در میان برنامهریزان شهری اهمیت ویژهای یافته است. از آنجا که خدمات عمومی شهری ساختاردهندة شکل و ماهیت کالبدی، اجتماعی و فضایی شهر است، بیعدالتی در نحوة توزیع آن، تأثیر جبرانناپذیری بر ساختار، ماهیت شهر و جداییگزینی طبقاتی محلههای شهر گذاشته و مدیریت شهری را با چالشهای جدی روبهرو کرده است. شهر کرمان از جمله شهرهایی است که در سالهای اخیر با رشد بسیار چشمگیری همراه بوده است. به همین دلیل هدف پژوهش تحلیلی-توصیفی حاضر بررسی و شناخت نحوة توزیع جمعیت و خدمات شهری در میان مناطق شهری شهر کرمان و تحلیل نحوة توزیع خدمات شهری از دیدگاه عدالت فضایی در یک نمونة تجربی (شهر کرمان) است. گردآوری دادههای پژوهش با ترکیبی از روشهای اسنادی و میدانی صورت گرفت. برای تحلیل کمی ارزیابی نحوة پراکنش جمعیت از مدل آنتروپی و برای بررسی چگونگی توزیع فضایی خدمات در چهار منطقة شهری شهر کرمان از مدل WasPas و Vikor استفاده شد. همچنین برای محاسبة همبستگی میان دو متغیر میزان جمعیت و دسترسی به خدمات در مناطق شهری کرمان، مدل اسپیرمن کاربرد داشت. نتایج نشان میدهد توزیع فضایی خدمات در مناطق چهارگانة شهر کرمان نامتعادل و اختلاف میان مناطق در برخورداری از خدمات شهری مشهود است. براساس نتایج هر دو مدل، مناطق 1 و 2 بهترین وضعیت و مناطق 3 و 4 وضعیت ضعیفی را از نظر داشتن خدمات شهری دارند.