واکاوی نقش شاخصهای توسعۀ پایدار شهری در ساماندهی نواحی دچار افت شهری (مطالعۀ موردی: محلۀ عالیقاپوی اردبیل)
نویسندگان
1 استادیار گروه جغرافیا و برنامهریزی شهری و روستایی دانشگاه محقق اردبیلی
2 مدرس برنامهریزی شهری و منطقهای دانشگاه هنر اسلامی تبریز
3 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت
doi
10.22059/jurbangeo.2019.243114.795چکیده
این مقاله با قرارداشتن در دستة سیاستپژوهی، بهدنبال شناخت و تبیین مفاهیم و ارکان پایداری شهری و ردیابی آنها در چارچوب احیای نواحی دچار افت شهری است. با گذشت بیش از دو دهه از طرح انگاشت توسعة پایدار در مجامع جهانی، متون حاضر به سه رکن مردم-اقدامات در ارتباط با کیفیت زندگی، سیاره-عوامل زیستمحیطی مانند انرژی و آلودگیها و سود-ارزیابی کسبوکار و عملکرد اقتصادی اشاره دارند. نواحی دچار افت شهری، عرصههایی از شهر هستند که در مواجهه با سه رکن یادشده با مشکل روبهرو شده و به عبارت دیگر ارزشافزودة خود را بنا به ناتوانی در پیوستن به سیر پایداری محبوس نگه داشتهاند و به مدیریت تغییرات گسترده یا به بیانی دیگر بازآفرینی نیاز دارند. شهر اردبیل با پیشینة تاریخی کهن و داشتن ارزشهای مذهبی، فرهنگی، محیطی و گردشگری از جمله شهرهایی است که نمیتوان بیاعتنا از کنار فرسودگی یا افت شهری بخشهای مرکزی و میانی که حدود 536 هکتار وسعت دارد و مهجورماندن فضاها و مجموعههای ارزشمند آن گذشت. در پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر با طرح پرسشنامهای، شاخصهای توسعة پایدار شهری شناسایی و میزان تطبیق طرح بهسازی و بازسازی بافتهای فرسودة اطراف بقعة شیخ صفیالدین اردبیل بررسی شد. در ادامه با تحلیل پرسشنامه و شاخصها با استفاده از نرمافزارهای Excel و Expertchoice مهمترین راهکارهای دستیابی به توسعة پایدار در بافت فرسوده محلة شیخ صفی (عالیقاپو) از جمله برنامهریزیها مشارکتی، عدالت اجتماعی و آموزش به ساکنان برای ارتقای سطح اجتماعی و نظایر آن ارائه شد.