انفجار مادرشهر و توسعۀ گسیختۀ منطقۀ کلان‌شهری تهران در چارچوب نظریۀ زوال شهری

نویسندگان

1 استادیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

2 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

3 دانشیار جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشگاه خوارزمی تهران

4 استادیار شهرسازی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران

doi
10.22059/jurbangeo.2018.251153.859
چکیده

شهرنشینی از نیمۀ دوم قرن بیستم با روند شتابانی ادامه یافته و مراحل مختلف «حومه‌نشینی» و «شهرگریزی» (ضد شهرنشینی یا زوال) نیز هم­زمان در بسیاری از کلان‌شهرها ظاهر شده است. در این پژوهش منطقۀ کلان‌شهری تهران به عنوان قلمرو پژوهش انتخاب شد و فرایند انفجار مادرشهر و پدیدارشدن زوال شهری در شهر تهران، گسیختگی شهری به‌عنوان نمود فضایی و عینی توسعۀ پیرامونی طی سال‌های 1355 تا 1395 مشخص شد. پژوهش حاضر در چارچوب راهبرد پس‌کاوی انجام شده است. همچنین این پژوهش به شیوۀ فراتحلیل و بر اساس داده‌های ثانویۀ جمعیتی مرکز آمار ایران به‌عنوان معیار اندازه‌گیری و اطلاعات اسناد و گزارش‌های رسمی فرادست انجام شده و از سنت‌های روش پژوهش کمی و کیفی استفاده کرده است. روش اندازه‌گیری گسیختگی شهری اغلب از طریق تبدیل داده‌ها، اطلاعات و عوامل کیفی به داده‌ها و شاخص‌های کمی بوده است. به‌منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها، از مدل‌های توزیع جهت‌دار، هم­بستگی فضایی موران (جهانی و محلی) و آمارۀ عمومی G و برای اندازه گیری رشد گسیختۀ منطقۀ کلان‌شهری در دوره‌های مورد بحث از مدل‌های آنتروپی شانون و هُلدِرن اندازه‌گیری استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که از دهۀ 50 ه. ش «منطقۀ کلان‌شهری تهران» فرایند حومه‌نشینی به سبک مدرن را آغاز کرده و پس از دهۀ 70 ه.ش با فرایند شهرگریزی (زوال) مواجه بوده است. نمود فضایی این دو فرایند در قالب گسیختگی تجلی یافته است. نتایج مدل‌های موران و آمارۀ عمومی G حاکی از شکل‌گیری چند الگوی خوشه‌ای جمعیت خارج از کلان‌شهر تهران است. همچنین نتایج مدل‌های آنتروپی­شانون و هلدرن نشان می‌دهد که از دهۀ 70 ه. ش، توسعۀ عرصه‌های شهری در حلقۀ دوم (Suburban) و حلقۀ سوم (Exurban) رخ داده است. نتیجۀ این پژوهش حاکی از بروز پدیدۀ زوال شهری در منطقۀ کلان‌شهری تهران است که از فرایندهای شهرنشینی تجربه‌شده در کشورهای آمریکایی- اروپایی تبعیت می‌کند.