سنجش میزان محرمیت خانه ها در راستای سبک زندگی اسلامی-ایرانی (مطالعۀ موردی: بافت قدیم و جدید شهر یزد)
نویسندگان
1 دانشیار جغرافیا و برنامهریزی شهری دانشگاه پیامنور
doi
10.22059/jurbangeo.2018.245489.813چکیده
پژوهش کاربردی و توصیفی-تحلیلی حاضر بهمنظور سنجش میزان محرمیت در خانههای بافت قدیم و جدید شهر یزد و مقایسۀ تطبیقی آنها صورت گرفته است تا راهبردهایی برای حرکت بهسوی الگوی زندگی اسلامی در مناطق شهری را تدوین کند. شاخصهای این پژوهش فرمهای خانهها در بافتهای قدیم و جدید است. پانزده فرم خانه براساس نمونهگیری تصادفی است. برای تجزیه و تحلیل دادهها و ارتباط میان متغیرها از آزمونهای آمار استنباطی مانند ضریب رگرسیون چندمتغیره و تحلیل واریانس استفاده شد. یافتهها نشان میدهد در بیشتر خانههای بافتهای قدیم شهر یزد، تمام اصول محرمیت مدنظر قرار گرفته است؛ بهطوریکه فضاهای عمدۀ خصوصی، نیمهخصوصی و عمومی قابلوضوح است، اما این اصول در محلههای جدید و متأثر از الگوهای مسکونی بیگانگان بهطور کامل از بین رفته است؛ بهطوریکه در این خانهها، فضایی نیمهخصوصی که از معماری برونگرا تأثیر پذیرفته باشد وجود ندارد. نتایج ضریب رگرسیون نشاندهندۀ همبستگی مستقیم و قوی میان الگوهای خانههای جدید و رعایت محرمیت خانههاست؛ یعنی بیتوجهی به اصول مسکن اسلامی در بافتهای جدید شهر یزد، سبب شده است تا محرمیت بصری، صوتی، دسترسی، بویایی و تعاملات اجتماعی واحدهای مسکونی بهشدت در الگوهای خانههای جدید فراموش شود. برایناساس ضمانت اجرایی در بهکارگیری اصل محرمیت در ساختوسازهای جدید، توجه به سلسلهمراتب فضایی ورودیهای خانهها و افزایش سرانۀ فضاهای درونی خانهها در بافتهای جدید مهمترین راهبردهای در این زمینه بهشمار میآیند.