تعیین هدایت هیدرولیکی اشباع خاک در بالای سطح ایستابی به روش پرمامترگلف و نسبت آن با روش پمپاژ به درون چاهک کم عمق در پنج منطقه خوزستان

نویسندگان

1 استاد گروه آبیاری و زهکشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات خوزستان.

2 دانشجوی دکتری آبیاری و زهکشی دانشگاه شهید چمران اهواز.

doi
10.22092/jwra.2014.100046
چکیده

یکی از روشهای مناسب برای تعیین هدایت هیدرولیکینزدیک اشباع خاک در بالای سطح ایستابی، روش پرمامتر گلف است. با استفاده از این روش می توان آزمایش را در مدت زمان کوتاهی با استفاده از یک نفر انجام داد. پژوهشگرانمختلف نشان داده اند که هدایت هیدرولیکی اشباع بدست آمده از روش گلف با روش پمپاژ به درون چاهک کم عمق تفاوت هایی داشته، از این نظر، هدف این پژوهشتعیین رابطه میان این روش و روش شاخص پمپاژ به درون چاهک کم عمق است. در این پژوهش هدایت هیدرولیکی خاک در پنجمنطقهمستعد کشاورزی استان خوزستان به روش گلف و آزمایش پمپاژ به درون چاهک کم عمق انجام شد. آزمایشهای گلف در هر منطقه در 40 عدد چاهک به عمق 60 سانتی‌متر با دو بار ثابت پنج و 10 سانتی‌متری انجام شد وپنج عدد چاهک به عمق یک متر برایتعیین هدایت هیدرولیکی به روش پمپاژبه درون چاهک کم عمق درتمامی مناطق یاد شده حفرشد. با استفاده از آنالیزهای تک عمقی لاپلاس با فرض کاپیلاریته صفر، ریچاردز با فرض 12  و رگرسیون پایه ای ریچاردز برای رفع جوابهای غیرمنطقی دستگاه گلف استفاده شد. در این پژوهشمشاهده شد میانگین هندسی آنالیزهای رگرسیون پایه‌ای ریچاردز و دو عمقی گلف در تمام مناطق برابر است. ضرایب مربوط به این آنالیز نیز با استفاده از روش حداقل مجذورات تعیین شد و متوسط 12  در سطح معنی‌دار 95 درصد با فرض اولیه آن برابر شد. همچنین مشخص شد که به علت بالا بودن انحراف معیار مقادیر  در آزمایشهای گلف، بهتر است مقدار آن را ثابت در نظر گرفت.  در این پژوهش مشخص شدکه در مناطقی با بافت خاک متوسط ضریب هدایت هیدرولیکی به روش پمپاژ به چاهک کم عمق 5-4 برابرروش گلف بود ودر مناطقی با بافت خاک سنگین این ضریب به 5/3-2 برابر میرسید.