تبیین جایگاه نشانه‌های شهری در حفظ و ارتقای دلبستگی به مکان با تأکید بر تصویر ذهنی شهروندان (مطالعۀ موردی: شهر سنندج)

نویسندگان

1 دانشیار گروه جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی تهران

2 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی منطقه‌ای باشگاه پژوهشگران جوان و نخبگان واحد اصفهان

3 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی شهری، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

4 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی شهری، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jurbangeo.2018.237749.755
چکیده

نشانه‌شناسی شهری و توجه به معنا و تأثیرات آن بر کاربران فضا از رویکردهای نوینی است که به‌تازگی در مطالعات شهری کاربرد یافته است. بررسی عوامل نشانگی که هم‌زمان وجوه مختلف معنایی، عملکردی و احساسی را در شکل‌دهی فضای ادراکی درنظر می‌گیرد، می‌تواند گامی برای معنابخشی به فضا و ایجاد حس مکان-حس د‌ل‌بستگی در مخاطب باشد. پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی-هم‌بستگی، و از نوع پژوهش‌های شناختی است که با پیمایش میدانی، تحلیل محتوا، مصاحبة توأم با پرسشنامه و تحلیل نقشه‌نگاری ذهنی صورت گرفت. یافته‌های این مطالعه بیانگر روابط درونی میان نشانه‌ها و ادراک معنادار شهروندان است؛ تا آنجا که خود را با آن بازمی‌شناسند. نشانه‌هایی که با ویژگی‌‌‌‌‌هایی مانند «قرارگیری در بافت تاریخی»، «داشتن تمایز فرمی از پیرامون»، «داشتن کاربری مذهبی-تجاری» و عملکردهایی از قبیل «المان شهری» همراه هستند، در نقشه‌‌‌‌‌های ذهنی مردم سنندج اهمیت بیشتری دارند. در میان عوامل مهم دل‌‌‌‌‌بستگی به مکان، در نشانة مسجد جامع (دارالاحسان) و پارک آبیدر، مؤلفة دل‌‌‌‌‌بستگی معنایی، و در نشانة میدان آزادی و بازار آصف مؤلفة دل‌‌‌‌‌بستگی بیشترین میانگین را دارند. درمجموع با توجه به مقدار میانگین تفاوت‌‌‌‌‌ها در 10 نشانة برتر، نقش عامل معنایی از دو عامل عملکردی و احساسی در ارتقای دل‌‌‌‌‌بستگی به مکان در سطح شهر سنندج قوی‌‌‌‌‌تر است؛ بنابراین، طراحان و برنامه‌‌‌‌‌ریزان شهری می‌‌‌‌‌توانند تغییرات و طراحی محیط را با توجه به عناصر حاوی بارهای معنایی در زندگی شخصی و جمعی افراد انجام دهند و امکان دل‌‌‌‌‌بستگی به مکان را فراهم کنند.