«نظم پریشان»؛ بازیابی اصطلاحی در قلمرو شعر و نثرِ گذشته و تأویل معاصران از آن
نویسندگان
1 دکتری زبان و ادبیات دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشه، مشهد، ایران
doi
10.22067/jls.v53i1.73598چکیده
معنای مفاهیم و اصطلاحات در طول زمان دگرگون میشوند؛ از همین رو نباید برداشتِ امروزی خود را از آن ها الزاماً برابرِ با برداشتِ پیشینیان بدانیم. اگر در پیِ تفسیرِ یک اصطلاح هستیم، ناگزیر از بازگشت به سیر تطور آن خواهیم بود. در عوض چنانچه بر آن باشیم تا صرفاً تأویلی از آن به دست دهیم میتوانیم به گذشته آن رجوع نکنیم. یکی از اصطلاحات مربوط به قلمرو شعر و نثر و بهطورکلی سخن، «نظم پریشان» و ترکیب های همخانوادهاش همچون «سخن پریشان»، ارقام پریشان» و... بوده است. این اصطلاحات در میان گذشتگان معنای ویژه ای داشته که عبارت بوده از: شعر یا نثر یا بهطور کلی سخنی که ناسنجیده و بی کیفیت است. برخی از پژوهشگران و مفسرانِ معاصرِ ما از این اصطلاح، برداشتی متفاوت دارند. آن ها با عنایت به کاربردِ آن در شعر حافظ معتقدند که «نظم پریشان» به معنای آن است که شعر حافظ در ظاهر دارای پراکندگی است، اما در باطن از نظمی قوی برخوردار است. بدین ترتیب محققانِ امروز معنایی کاملاً متفاوت از آنچه قدما از آن درمییافته اند بهدست می دهند. در این مقاله کوشش شده است تا نخست پیشینه این اصطلاح در شعر و نثر گذشته آشکار شود و سپس برداشتِ معاصران از آن، به سنجش درآید.