هم‌سویی وجودی و امکان کشف حقیقت: تحلیل معرفت‌شناختی تأثیرات معرفتی عصیان و تعبد با تکیه بر نظریه «تأثیرات معرفتی ارتکاب گناه»

نویسندگان

1 دانشگاه تربیت مدرس

doi
10.48308/kj.2026.243711.1415
چکیده

نسبت میان وضعیت وجودی فاعل شناسنده و امکان کشف حقیقت، در سنت غالب معرفت‌شناسی مدرن ذیل الگوی «سوژه خنثی» به حاشیه رانده شده و فرایند شناخت به کنشی صرفاً ذهنی و روش‌محور فروکاسته شده است. این مقاله با نقد این پیش‌فرض، از این ایده که صدق معرفت نه صرفاً تابع کفایت شواهد و اعتبار استدلال، بلکه وابسته به نحوه استقرار وجودی انسان در نسبت با حقیقت است، دفاع می‌کند. بر اساس بازسازی فلسفی نظریه «تأثیرات معرفتی ارتکاب گناه» و تفسیر آن در سطحی وجودشناختی، نشان داده می‌شود که تحریف معرفتی را نمی‌توان به نقص‌های تصادفی روش یا داده فروکاست، بلکه باید آن را پیامد گسست ساختاری انسان از حقیقت دانست؛ گسستی که افق ادراک را به‌صورت نظام‌مند محدود می‌سازد. در مقابل، تعبد به‌مثابه هم‌سویی وجودی با واقع صورت‌بندی می‌شود؛ وضعیتی که نه بدیلی غیرعقلانی، بلکه شرط امکان انکشاف ژرف‌تر حقیقت و فعلیت‌یافتن عقلانیت اصیل است. روش پژوهش تحلیلی–مفهومی و مبتنی بر گفت‌وگوی انتقادی میان معرفت‌شناسی معاصر و منابع فلسفی دینی است. حاصل این تحلیل، ارائه مدلی وجودشناختی از شناخت انسانی است که در آن کشف حقیقت رخدادی وابسته به کیفیت نسبت وجودی فاعل شناسنده با واقع تلقی می‌شود و عصیان و تعبد به‌عنوان دو وضعیت متقابل، افق معرفت را به‌طور ساختاری مسدود یا گشوده می‌سازند.