مطالعۀ اثرات سیاست بهبود عملکرد سیستم اتوبوس‌رانی در محدودۀ مرکزی تهران (مطالعۀ موردی: منطقۀ 12)

نویسندگان

1 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری دانشکدة جغرافیای دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی حمل‌ونقل و ترافیک، دانشگاه آزاد اسلامی تهران جنوب

3 دانشجوی دکتری مدیریت پیشگیری از جرم، دانشگاه علوم انتظامی امین

doi
10.22059/jurbangeo.2018.254335.882
چکیده

منطقة 12 به‌عنوان قلب تهران اتکای زیادی به سیستم حمل‌ونقل عمومی دارد. راه‌اندازی خطوط حمل‌ونقل همگانی جدید در حالیرخ داده که سیستم اتوبوس‌رانی کنونی متناسب با آن تغییر نکرده و ضروری است این سیستم بازنگری شود. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مهم‌ترین اقدامات ممکن برای بازنگری سیستم اتوبوس‌رانی و بررسی آثار این سیاست در بهبود شاخص‌های ابعاد حمل‌ونقل، زیست‌محیطی-کالبدی، و اجتماعی-فرهنگی در منطقه است. در ابتدا، مهم‌ترین راهکارهای عملی در راستای این سیاست با تکنیک دلفی معرفی شد. سپس با استفاده از آزمون کای‌اسکوئر، تأیید ارتباط معنادار میان شاخص‌های پژوهش صورت گرفت. پس از آن، با به‌کارگیری آزمون میانگین رتبه‌ای فریدمن، شاخص‌های سه بعد حمل‌ونقل، زیست‌محیطی-کالبدی و اجتماعی-فرهنگی رتبه‌بندی شدند. براساس نتایج، ابعاد اجتماعی-فرهنگی، حمل‌ونقل و کالبدی-زیست‌محیطی به‌ترتیب بیشترین تأثیر را از سیاست بازنگری سیستم می‌پذیرند. بررسی معایب و موانع طرح از نظر متخصصان نشان داد لزوم هماهنگی با سیستم اتوبوس‌رانی سایر مناطق مجاور و افزایش تعداد سفر، مهم‌ترین معایب این طرح است. درحالی‌که مهم‌ترین موانع اجرای طرح شامل تداخل وظایف نهادهای تصمیم‌گیر، و نبود نیروی متخصص محسوب می‌شود. در ادامه، پتانسیل اجرایی هرکدام از اقدامات سه‌گانة طرح از نظر متخصصان آزموده شد. براین‌اساس، مکان‌یابی هاب‌های انتقال مسافر در مرزهای منطقه، بالاترین پتانسیل اجرایی را دارد.