پیروی از قاعده و جامعهپذیری: خوانشی تربیتی از ویتگنشتاین
نویسندگان
1 دانشگاه تهران
doi
10.48308/kj.2026.244480.1435چکیده
مقاله حاضر میکوشد تا با تکیه بر مفاهیم کلیدی فلسفه متأخر ویتگنشتاین ــ چون «تمرین» در برابر «تبیین»، «بازیهای زبانی» بهمثابه بخشی از «شکل زندگی»، «پیروی از قاعده» به عنوان پدیدهای اجتماعی، طرد «زبان خصوصی»، و تلقی از فلسفه به مثابه «درمان» ــ خوانشی تربیتی از این فیلسوف ارائه دهد. استدلال اصلی آن است که جامعهپذیری و تربیت اجتماعی را نمیتوان صرفاً فرایندی آگاهانه، مبتنی بر قاعده و قابل توضیح به زبان دانست؛ بلکه درونیشدن هنجارها، ارزشها و مهارتهای اجتماعی از راه «تمرین» و تکرار عملی در بافتی از کنشها و واکنشهای اجتماعی صورت میپذیرد، نه از طریق انتقال نظری قواعد. بر این اساس، دلالتهای این خوانش برای نظامهای تربیتی عبارت است از: اولویتیافتن «تمرین» بر «تبیین»، هدفگیری «درونشدن به یک شکل زندگی» به جای آموزش صرف باورهای درست، فهم پیوند ناگسستنی «توافق» و «قاعده»، نقش محوری «مثالها و نمونههای مشترک» در شکلدهی به قضاوت، تأخیر «تردید» و تفکر انتقادی نسبت به باورهای زیرین، ضرورت «دیگری» در فرایند معناپردازی و تربیت، بازتعریف فضایل اخلاقی چون شرم و اعتراف به مثابه دستاوردهای جامعهپذیری زبانی، و سرانجام تلقی از فلسفه (و به تبع آن، تفکر تربیتی) به مثابه «درمان» و دگرگونی در «شیوه زندگی». — پیامد تربیتی این خوانش، گذار از آموزش انتزاعی قواعد به طراحی موقعیتهای غنی از تمرین جمعی، درونشدن تدریجی به «شکل زندگی»، اولویتبخشی به یقینهای عملی پیش از تردید، و سنجش درک و پیروی از قاعده از راه مشاهده تعاملات اجتماعی و بازخورد دیگری است.