حقیقت؛ قدرت؛ خود (درآمدی بر اندیشه میشل فوکو در باب سوژه؛ در کشاکش قدرت، حقیقت و مقاومت)

نویسندگان

1 دانشگاه بجنورد

2 دانشگاه آزاد اسلامی

3

doi
10.48308/kj.2026.243509.1412
چکیده

به فوکو ایراد گرفته می‌شود که مقاومت را شرح نداده و سوژه‌ی او، محبوس در خود و منقاد در زبان است. پژوهش پیش‌رو سوژه‌ی فوکو، در عمده آثارش، را نه سوژه که سوژه-منقاد می‌فهمد؛ اما مدعی است، او همچنین از سوژه‌ای سخن گفته که سویه‌های اگزیستانسیال دارد، این سوژه، دیگر منقاد نیست. دستگاه فکری فوکو بدون این سوژه ابتر می‌ماند. در پهنه‌ی آثار او همواره ایده مقاومت جاری است، این مفهوم تناظری هستی‌شناختی با مفهوم سوژه دارد. به واقع، فوکو از دو سوژه سخن می‌گوید، نخستین، سوژه‌ای منقاد که ذیل گفتمان و کردوکارهای قدرت و تکنیک‌های خود پدیدار می‌شود. این سوژه قرابت آشکاری با سوژه لکان و آلتوسر دارد. دیگر، سوژه‌ای که امکان بازآفرینی و خلق خویش‌‌تن را دارد و می‌تواند بازی دانش-قدرت را بر هم زند و هویتی از نو، نه کشف، که خلق کند. این سوژه به ابرانسانِ مدنظر نیچه نزدیک است. پژوهش حاضر نخست مروری کوتاه بر اندیشه دیرینه‌-تبارشناسانه فوکو و وجوه رهایی‌بخش آن خواهد داشت، سپس به فقره سوژه می‌پردازد. تأکید اصلی بر سوژه دوم فوکو است، که به رغم اهمیت شایان، به واسطه گفتارهای متراکم حول سوژه نخست، کمتر مورد توجه واقع شده است.