ارزیابی آثار تغییر اقلیم و فعالیت انسانی بر منابع آب (مطالعۀ موردی: رودخانۀ کارون)

نویسندگان

1 استادیار بخش تحقیقات بیابان، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، تهران

2 استادیار بخش تحقیقات بیابان، مؤسسۀ تحقیقات جنگل‌ها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات آموزش و ترویج کشاورزی، تهران

3 استادیار، دانشکدۀ زمین‌شناسی، پردیس علوم، دانشگاه تهران

4 استادیار، دانشکدۀ عمران، دانشگاه سمنان

doi
10.22059/ije.2020.306624.1357
چکیده

تغییر اقلیم و فعالیت‌های انسانی، از جمله سدسازی و برداشت آب برای مصارف مختلف، دو کلیدواژه در مدیریت منابع آب هستند که به طور مستقیم بر تبادلات آب بین منابع آب سطحی و زیرزمینی مؤثر‌ند. تحقیق ‎حاضر به تعیین سهم تغییر اقلیم (خشکسالی هیدرولوژیکی) و فعالیت‌های انسانی (سدسازی) ‏بر منابع آب رودخانۀ کارون پرداخته است. به این منظور، ‌منابع آب سطحی و آبخوان محدودۀ مطالعاتی گتوند-عقیلی برای مطالعه ‎انتخاب شد. با تجزیه‌وتحلیل ماتریس ایرانی آثار سدسازی بر منابع آب مشخص شد. نتایج نشان داد تعداد آثار میانگین جبری منفی در ستون برابر با 6 عدد و تعداد پیامدهای میانگین جبری منفی در ردیف برابر با 4 عدد است که در این بین، تعداد پیامد‌های منفی کمتر از 1/3- در ستون، به توسعۀ گردشگری و تفرج‏ مربوط می‌شود. همچنین، تعداد آثار منفی کمتر از 1/3- در ردیف، مربوط به کیفیت آب ‏رودخانه‏ است. در ادامه، به منظور تعیین سهم تغییر اقلیم در تغییرات منابع آب، شاخص‌های خشکسالی هیدرولوژیکی و هیدروژئولوژیکی در دورۀ آماری 15 ساله محاسبه شدند. نتایج ‏مقایسۀ میزان هدایت الکتریکی و ‏TDS  در نقاط نمونه‌برداری‌شده ‏نشان‌دهندۀ افزایش درخور توجه بود که با نتایج ماتریس ایرانی همخوانی داشت. همچنین، با توجه به آبگیری سد گتوند علیا در سال 1390 و مقایسۀ شاخص‌های SDI و GRI نشان می‌دهد طی سال‌های 1391 تا 1394 خشکسالی هیدرولوژیکی و هیدروژئولوژیکی در منطقه وجود نداشته است و بر این اساس، می‌توان بخشی از افت آبخوان را ناشی از احداث سد گتوند علیا و برداشت‌های منطقه‌ای دانست.