تأثیر تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بر عملکرد بنگاههای تولیدی در ایران
نویسندگان
1 استادیار اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
2 دکتری علوم اقتصادی دانشگاه مازندران
3 دانشیار اقتصاد دانشگاه مازندران
4 استاد اقتصاد دانشگاه مازندران
doi
10.22059/jte.2017.62683چکیده
چرا با وجود هزینههای پایینتر تأمین مالی از طریق منابع داخلی، مدلهای تصمیمگیری که بر اساس تئوری نمایندگی شکل میگیرند، تأمین مالی از طریق بدهی را بر تأمین مالی از طریق منابع داخلی ترجیح میدهند؟ پاسخ این پرسش را میتوان در یکسان نبودن تمایلات مدیران و سهامداران جستجو کرد. از منظر تئوری نمایندگی، تأمین مالی از طریق بدهی علاوه بر کاهش احتمال اتلاف منابع در سرمایهگذاریهای غیرسودآور، انضباط حاکمیتی بر مدیریت تحمیل میکند. در این چارچوب، مقالهی حاضر بهدنبال بررسی تأثیر تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بر عملکرد بنگاههای تولیدی کشور میباشد. برای این منظور از دادههای تابلویی 141 بنگاه تولیدی فعال در بورس اوراق بهادار تهران در قالب 20 صنعت طی دورهی زمانی 1379-1392 استفاده شده است. برای بررسی عملکرد بنگاهها، از متغیرهای بهرهوری کل عوامل تولید، بازده داراییها و بازده فروش استفاده شده است. بهمنظور برآورد بهرهوری کل عوامل تولید از متدلوژی لوینسون و پترین (2003) بهره گرفته شده و سپس بر اساس رویکرد دادههای تابلویی چندسطحی (Multilevel Panel)، ضمن توجه به اثرات سطح صنعت (سطح دوم) و تفکیک صنایع وابسته به نفت (سطح سوم)، تأثیر تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بر عملکرد بنگاهها مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج نشاندهندهی تائید فرضیهی پژوهش مبنی بر تأثیر مثبت و معنیدار تأمین مالی از طریق ابزارهای بدهی بر عملکرد بنگاههای تولیدی است. همچنین نتایج حاکی از تأثیر منفی و معنیدار تأمین مالی از طریق منابع داخلی (جریانات نقدی) بر عملکرد بنگاههای مورد بررسی و نیز تأثیر منفی و معنیدار اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها و افزایش نرخ ارز بر بهرهوری بنگاهها است. طبقهبندی JEL: D24، G30، G32.