معناشناسی اصول چهارگانه گرایس در رمان ساعت بغداد شهد الراوی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، ایران

2 استاد گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه تهران، ایران

doi
10.22067/jallv15.i4.2401-1371
چکیده

ادبیات از نقض ارتباط­ها و هنجارگریزی­ها شکل می­گیرد و ساختار روایت و القا گفتمان آثار روایی تا حدود زیادی وابسته به همین هنجارگریزی­ها و خروج از معیارهاست. در همین راستا و برای بررسی بخشی از این آشنایی­زدایی­ها، نظریه «اصول همکاری» از جانب محقق زبان­شناس و فیلسوف بریتانیایی «هربرت پل گرایس» (1913- 1988) مورد اهتمام است؛ او در نظریه خود از چهار اصل «کمیّت»، «کیفیت»، «ارتباط» و «روش» سخن می­گوید که گوینده ملزم به رعایت آن در گفتار و نوشتار است. با این وجود عدم رعایت این موارد در متن نشانگر ضعف و خروج اثر از دایره ادبیت نیست؛ بلکه به نظر گرایس در این صورت معانی ضمنی و تلویحی را به ارمغان دارد که کشف و بررسی آنها برای شناخت و نقد گفتمان و بن­مایه­های اثر ، مؤثر و کارا است. این مقاله با اتکاء بر روش توصیفی – تحلیلی و با کاربست این نظریه بر روی رمان «ساعت بغداد» (2016) شهد الراوی سعی می­کند معانی پنهان و لایه­ای زیرین گفتمانی و معنایی اثر را کشف و بررسی کند. مقاله ساعت بغداد از شهد الراوی، نویسنده زن جوان عراقی، پیرامون موضوع جنگ و اشغال در دهه­های اخیر در عراق به نگارش درآمده و نویسنده با دغدغه­های اجتماعی و سیاسی، زندگی شهروندان زن جامعه خویش را بازگو می­کند. نتایج پژوهش نشان می­دهد نویسنده هر کدام از این چهار اصل را در مقاطعی از رمان برای تجسم دقیق گفتمان جنگ و شخصیت­پردازی کارآمد از دختران عراقی درگیر اشغال عراق بعد از سال 2003 نقض کرده است.