علوم شناختی رویکردی برای تبیین رفتار اقتصادی مصرفکننده
نویسندگان
1 استاد، گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز
2 دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه تبریز
3 دانشجوی دکترا
doi
10.22059/jte.2017.59571چکیده
رفتار مصرفکننده از جمله مهمترین موضوعات مورد بحث در اقتصاد خرد است. در اقتصاد نئوکلاسیک، فرض میشود رفتار انسانها برای رسیدن به هدف، بر عقلانیت محض مبتنیباشد، در حالی که سایمون، مفروضات پارادایم نئوکلاسیکها را نقد کرده و عقلانیت محدود را مطرح میکند. چرا که انسان به دلیل مواجهه با عدم قطعیت و نبود دسترسی به اطلاعات آینده، دارای محدودیتهای شناختی است، به گونهای که نمیتواند بر طبق پیشبینی اقتصاد نئوکلاسیک، عاقلانه و منطقی تصمیم بگیرد، بنابراین بر اساس مطالعات انجام گرفته در این زمینه میتوان گفت که رفتار انسان متأثر از هر دو عامل شهودی و عامل استدلالی است و اینطور نیست که انسان کاملا به صورت عقلانی رفتار میکند. هدف از مقاله این است که رفتار مصرفکننده را از چهار رویکردهای متفاوت اقتصادی، روانشناسی، جامعهشناسی و علوم شناختی بررسی کند. مهمترین دیدگاهی که طی سالیان اخیر توجه زیادی به خود جلب کرده، دیدگاه علوم شناختی است که در زمینهی درک و فهم مغز و ذهن انسان که اطلاعات را دریافت، نگهداری و پردازش میکند، میباشد. تمرکز این علم بر استدلال، ادراک، حافظه، آگاهی، احساسات، توجه، هشیاری، خلاقیت، استفاده از زبان و ارتباط میان آنهاست که برای پی بردن به توانایی مغز و ذهن انسان به کار گرفته میشود.