اثرات مرزی در تجارت دوجانبه ایران و شرکای برتر تجاری: رویکرد الگوی جاذبه غیرخطی
نویسندگان
1 استادیار گروه اقتصاد دانشگاه شهید بهشتی
2 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکدهی علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکدهی علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.22059/jte.2017.59619چکیده
نقش فاصله و مسافت بین شرکای تجاری در قالب مفهومی به نام اثرات مرزی، چالشهای فراوانی را در ادبیات الگوی جاذبه بین اقتصاددانان تجارت بینالملل ایجاد کرده و نظریهپردازیهای مختلفی در خصوص اندازهگیری و الگوسازی این متغیر مهم در سالهای اخیر ارائه شده است. همچنین لزوم تخمین غیرخطی الگوی جاذبه طی دههی اخیر تقریباً به طور کامل مورد توافق است. این دو مقوله، ضرورت این مطالعه در تخمین اثرات مرزی به روش حداکثر درستنمایی پوآسوننما مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه سعی دارد اثرات مرزی در مورد تجارت دوجانبه بین ایران و شرکای برتر تجاری آن را طی سالهای 2014-1988 از روشهای غیرخطی الگوی جاذبه مورد ارزیابی قرار دهد. نتایج نشان میدهد متغیر فاصله به عنوان نمایندهی اثرات مرزی در بررسی الگوی تجاری اقتصاد ایران و شرکای برتر تجاری دارای ضرایب 28/0 تا 94/0 به ترتیب در الگوهای حداقل مربعات تعمیم یافته و حداکثر درستنمایی پوآسوننما میباشد که نسبت به سایر متغیرها بسیار بزرگ و پر اهمیت جلوه میکند. همچنین محصور نبودن کشورها در خشکی میتواند بر روابط تجاری اثرگذار باشد و آن را افزایش دهد. بر این اساس باید به نقش فاصله در کاهش روابط تجاری و استفاده از حمل و نقل دریایی برای خنثی کردن آن، اهمیت بیشتری داد.