رابطة بین توزیع عاملی درآمد و تقاضای کل در ایران بر اساس یک مدل پساکینزی

نویسندگان

1 دانشجوی دوره دکترای دانشگاه سمنان

2 استاد اقتصادسنجی و آماراجتماعی، گروه اقتصاد دانشگاه سمنان.

doi
10.22059/jte.2016.58966
چکیده

هدف اصلی این پژوهش تعیین رژیم رشد در ایران بر اساس تحلیل‌های اقتصاد باز در مدل بهادوری و مارگلین (1990) بوده است. این مدل که به صورت گسترده در اقتصاد پساکینزی مورد استفاده قرار گرفته است، یک مدل کلان کالکین - پساکینزین می‌باشد که بر محور تقاضای مؤثر قرار دارد. بهادوری و مارگلین (1990)، با در نظر گرفتن مزد به‌عنوان یکی از اقلام هزینه و نیز جزئی از تقاضای کل، هر دو رژیم سود محور و مزد محور را در نظر گرفته و به بررسی اثر توزیع عاملی درآمد بر تقاضای کل پرداخته‌اند. با در نظر گرفتن مازاد عملیاتی ناخالص، جبران خدمات کارکنان، مخارج مصرفی، مخارج سرمایه­گذاری، استفاده از ظرفیت‌های موجود، سهم سود، نرخ ارز اسمی و خالص صادرات، نخست اثر تغییر سهم سود بر سهم مخارج مصرفی، سهم مخارج سرمایه­گذاری و سهم خالص صادرات از GDPطی سال‌های 1358-1392 در معادلاتی مجزا ارزیابی شده است. سپس اثر سهم سود بر تقاضای کل، با جمع اثرات جزئی برآورد شده است. نتایج نشان داده است که توزیع دوبارة درآمد به نفع سود، منجر به کاهش سهم مخارج مصرفی، افزایش سهم مخارج سرمایه­گذاری و همچنین افزایش سهم خالص صادرات از GDPمی­شود. بر اساس نتایج حاصل، رژیم تقاضای داخلی در ایران سود محور می‌باشد و با توجه به اثر مثبت سهم سود بر رقابت­پذیری بین­المللی، رژیم تقاضای کل نیز سود محور است.