سنجش قابلیت پیاده‌پذیری معابر شهری مبتنی بر روش چیدمان فضا (مطالعۀ موردی: منطقۀ 9 شهرداری مشهد)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع)، دانشکدۀ هنر و معماری، گروه برنامه‌ریزی شهری

2 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، عضو هیئت‌علمی دانشگاه بین‌المللی امام رضا(ع)، دانشکدۀ هنر و معماری، گروه برنامه‌ریزی شهری

doi
10.22059/jurbangeo.2017.202209.419
چکیده

پیاده‌پذیری، میزان ظرفیت و قابلیت پیاده‌رویِ مناسب و به تعبیری «میزان مطلوبیت محیط مصنوع برای حضور، زندگی، خرید، ملاقات و گذران اوقات‌فراغت شهروندان در یک پهنۀ شهری» است. در این راستا، تکنیک چیدمان فضا (Space Syntax)، رویکردی نوظهور در پیش‌بینی حرکت عابر پیاده و سواره است که پس از تجزیه‌وتحلیل فضاهای شهری و بازنمایی نتایج به‌صورت پارامترهایریاضی و گرافیکی، می‌تواند مدلعملکردورفتار شهروندانرا درفضاهایشهریپیش‌بینی کند. مبتنی بر این رویکرد، هدف این پژوهش، سنجش قابلیت پیاده‌پذیری معابر منطقۀ ۹ شهرداری مشهد بر اساس پنج شاخص عمدۀ پیاده‌پذیری است که عبارت است از: امنیت محیطی، امکانات پیاده‌روها، شرایط فیزیکی، دسترسی و مطلوبیت محیطی و تحلیل الگوی حرکت طبیعی آن به روش چیدمان فضا با به‌کارگیری مفهوم ارزش هم‌پیوندی (Integration Value). روش تحقیق در این پژوهش، تحلیلی- توصیفی مبتنی بر رویکرد توسعه‌ای است و روش جمع‌آوری اطلاعات به دو صورت میدانی (مشاهده، ثبت حضور عابران و مصاحبه با مسئولان منطقۀ ۹) و اسنادی- کتابخانه‌ای بوده است. یافته‌های این تحقیق مبتنی بر جدول امتیازبندی شاخص‌های پیاده‌پذیری معابر منطقۀ ۹ نشان می‌دهد که معابری همچون بزرگراه کلانتری و ملک‌آباد (با امتیاز 25-22) در اولویت نخست، مسیرهایی همچون بلوار صیاد و صارمی (با امتیاز 21-18) در اولویت دوم، بلوارهایی مانند لادن و اقبال لاهوری (با امتیاز 17-14) در اولویت سوم و مسیرهایی همچون بلوار نماز و برونسی (13-10) در اولویت آخر از منظر قابلیت پیاده‌پذیری قرار دارند. همچنین نتایج این پژوهش در تحلیل کانال‌های حرکتی به روش چیدمان فضا نشان داد میزان تمایل به پیاده‌روی در محورهای با متوسط ارزش هم‌پیوندی بالا، دارای پتانسیل بیشتری برای پیاده‌روی و پیاده‌پذیری است.