قدرت نرم چین از اقتصاد تا فرهنگ در غرب آسیا (مطالعه موردی عربستان سعودی)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبائی ، تهران ، ایران.
2 دانشجوی دکترای، مطالعات منطقه ای (گرایش خاورمیانه)، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
doi
چکیده
جمهوری خلق چین با درک اهمیت روز افزون قدرت نرم در کنار قدرت سخت، درصدد است تا حضور و نفوذ خود را در مناطق راهبردی جهان و از جمله در غرب آسیا افزایش دهد. این پژوهش با تمرکز بر دو ساحت بنیادین اقتصاد و فرهنگ، به تبیین ابعاد و ابزارهای تحقق قدرت نرم چین میپردازد. سوال اصلی تحقیق عبارت از این است که ابزارهای قدرت نرم چین چگونه به افزایش نفوذ و جایگاه این کشور در تحولات ژئوپلیتیک غرب آسیا کمک کردهاند؟ فرضیه تحقیق بر این ایده استوار است که چین با بهرهگیری از ابزارهای اقتصادی (سرمایهگذاریهای کلان در طرحهای زیرساختی) و فرهنگی (گسترش مؤسسات کنفوسیوس و دیپلماسی رسانهای) توانسته است به عنوان یک بازیگر مؤثر و بانفوذ در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه جایگزین قدرتهای سنتی شود. یافته های پژوهش بر این مبنا استوار است که قدرت نرم چین صرفاً بر پیامدهای کمّی رشد اقتصادی مبتنی نیست، بلکه بر جذابیت ساختاری الگوی توسعه خاص این کشور و توانایی آن در ارائه آلترناتیوهای نهادی، نظیر ابتکار کمربند و راه استوار گشته است. این ابتکار، در حکم یک ابزار ژئوپلیتیک اقتصادی، از طریق ایجاد وابستگی متقابل و ارائه روایتی از توسعه مشترک، به بازتولید هژمونی نوین چین کمک میکند. در بُعد فرهنگی نیز از دو محور بازخوانی مدرن از میراث تمدنی کهن و صادرات صنایع فرهنگی نوین بهره میجوید. شبکه گسترده مؤسسات کنفوسیوس نیز به عنوان نهادهای نرمافزاری جهت مشروعیتبخشی بینالمللی چین عمل مینمایند.