تحلیل شواهد قرآنی حذف در کتاب سیبویه و تاثیر آن بر مفسران (مطالعه موردی: زجاج، زمخشری، طبرسی و فخر رازی)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید بهشتی تهران، ایران

doi
10.22067/jallv15.i3.2110-1079
چکیده

سیبویه برای استحکام‌بخشی تحلیل­ها و وضع اصول نحوی از شواهد قرآنی بسیاری یاری گرفته است، ازاین‌رو پیداست که کتاب او اثری گران‌سنگ و مرجعی مهم در حوزۀ گرامر یا قواعد نحوی و شواهد قرآنی برشمرده می­شود. منابع تفسیری اصیل و موثق، به درک و تفسیر آیات قرآن کمک می­کند که در صورت بی‌توجهی به این نکته مفسر در ورطۀ تفسیر به رأی یا برداشت­های ناروا خواهد افتاد. در میان منابع مختلف تفسیر، منابع نحوی اهمیت بسزایی در فهم درست آیات الهی دارد، این امر می­تواند از ضرورت­های این پژوهش باشد. این جستار با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی، به مطالعۀ تحلیل شواهد قرآنی در باب (حذف) در الکتاب و بیان تأثیر یافته­های نحوی سیبویه بر روی مفسرانی چون زجاج، زمخشری، طبرسی و فخرالدین رازی می­پردازد. اشاره به میزان پذیرش یافته­های نحوی سیبویه از شواهد قرآنی از جانب مفسران ازجمله اهداف این پژوهش است. بررسی‌های انجام‌شده، نشان می­دهد، تحلیل­های این دانشمند نحوی در بیشتر موارد از جانب مفسران مورد تأیید واقع شده است و تأثیرپذیری مفسران از این عالم نحوی بیشتر به‌صورت غیرمستقیم است که در اکثر موارد به‌واسطۀ زجاج، زمخشری، یا با نقل‌قول از خلیل و یا انتساب تحلیل به مکتب اهل بصره، دیدگاه سیبویه موردپذیرش قرارگرفته است و در برخی موارد تحلیل­های او با نقد تند به‌خصوص از جانب فخر رازی و یا با نقد ملایم مواجه شده است. نکتۀ دیگری که در تحلیل­های سیبویه قابل‌ذکر است، توجه او به قواعد نحوی و عناصر زبانی کلام اعم از لفظی و معنایی، در بررسی شواهد قرآنی است. از دیگر نتایج این مقاله اشاره به رویکرد عقل­گرایی در برخی از تحلیل­های سیبویه و چهار مفسر است که در بیشتر موارد به‌صورت پرسش و پاسخ می­باشد.