تحلیل راهبردی قدرت نرم در سیاست خارجی دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران: منابع، کاربستها و چالشها»
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
2 عضو هیات علمی گروه روابط بین الملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی. دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
چکیده
. جمهوری اسلامی ایران نیز، به با بهرهگیری از ظرفیتهای مذهبی، تاریخی، فرهنگی و رسانهای خود، تلاش داشته است قدرت نرم را در خدمت سیاست خارجی و تثبیت موقعیت منطقهای و بینالمللی خود قرار دهد. با تغییر دولتها، نوع بهرهگیری از قدرت نرم و اولویتهای آن دچار تغییر شده است. بر این اساس، این مقاله با تمرکز بر دولت سیزدهم جمهوری اسلامی ایران، بهدنبال بررسی این پرسش اصلی است که: قدرت نرم در سیاست خارجی دولت سیزدهم دارای چه جایگاه، کارکرد و کارآمدیای بوده است؟در پاسخ به این پرسش، فرضیهای که پیگیری شده است آن است که: دولت سیزدهم با بازگشت به گفتمان انقلاب اسلامی و تمرکز بر دیپلماسی فرهنگی-مقاومتی، تلاش کرده قدرت نرم را در سیاست خارجی فعال کند، اما ضعف نهادسازی، نبود راهبرد منسجم و محدودیتهای ارتباطی مانع از تحقق کامل آن شده است. این مقاله با روش تحلیلی–اسنادی و بهرهگیری از دادههای کیفی و منابع علمی، نگارش یافته است. بهمنظور تحلیل دادهها، از نظریه قدرت نرم جوزف نای بهعنوان چارچوب نظری بهره گرفته شده و تلاش شده است مفاهیم آن با بافت ایرانپژوهانه تطبیق داده شود. یافتههای مقاله نشان میدهد که اگرچه استفاده از قدرت نرم در دولت سیزدهم رو به گسترش بوده، اما برای اثربخشی واقعی آن، نیاز به بازمهندسی راهبردی و انسجام نهادی حیاتی است.