بازمهندسی قدرت نرم دولتها در آینده: راهبرد دیپلماسی رسانهای مبتنی بر هوش مصنوعی؛ فرصتها و چالشهای ایران
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
چکیده
با گسترش فناوریهای هوش مصنوعی و نقش روزافزون رسانههای نوین، دولتها با فرصتها و چالشهای جدیدی در ترسیم قدرت نرم مواجه شدهاند. این مطالعه با رویکرد آیندهپژوهانه به بررسی اثر دیپلماسی رسانهای هوشمحور بر قدرت نرم ایران میپردازد. پرسش اصلی: دیپلماسی رسانهای مبتنی بر هوش مصنوعی چگونه میتواند بازمهندسی قدرت نرم ایران را شکل داده و فرصتها و تهدیدهای آن را مدیریت کند؟این پژوهش از روش دلفی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با خبرگان حوزه سیاست خارجی، رسانه و هوش مصنوعی استفاده شده و دادههای گردآوریشده بهصورت کیفی تحلیل و در قالب سه سناریوی کلان همکاری بینالمللی، رقابت ژئوپلیتیک و آشوب اطلاعاتی بررسی شدهاند. نتایج نشان میدهد که در سناریوی همکاری بینالمللی، ایران میتواند با بهرهگیری هوشمندانه از دیپلماسی رسانهای هوشمحور، مشروعیت و نفوذ خود را افزایش دهد؛ در سناریوی رقابت ژئوپلیتیک، فشارها و محدودیتها نیازمند راهبردهای نوآورانه و تطبیقی است و در سناریوی آشوب اطلاعاتی، تهدیداتی مانند انتشار اخبار جعلی و فرسایش اعتماد عمومی میتواند قدرت نرم ایران را تضعیف کند.یافتهها بیانگر آن است که دیپلماسی رسانهای هوشمحور، فراتر از یک ابزار ارتباطی، به سازوکار راهبردی در بازمهندسی قدرت نرم دولتها تبدیل شده است. در مورد ایران، آینده قدرت نرم تابعی از میزان همگرایی سیاست رسانهای با فناوریهای شناختی و تحلیل دادههای پیشنگر است. بنابراین، بازمهندسی قدرت نرم ایران مستلزم گذار از الگوهای سنتی اطلاعرسانی به حکمرانی ادراکی مبتنی بر هوش مصنوعی است؛ رویکردی که ضمن مدیریت تهدیدهای اطلاعاتی و رسانهای، فرصتهای مشروعیتسازی، افزایش نفوذ و ارتقای تصویر بینالمللی کشور را فراهم میسازد.