ارزیابی تأثیر سیاست های حمل و نقل شهری در بهبود کیفی فضاهای عمومی بخش مرکزی شهر تهران (مطالعۀ موردی: محلۀ بازار)

نویسندگان

1 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشکدۀ جغرافیا

2 دکتری جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشکدۀ جغرافیا

3 استاد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه تهران، دانشکدۀ جغرافیا

doi
10.22059/jurbangeo.2016.60637
چکیده

رشد سریع استفاده از خودروی شخصی موجب افزایش نگرانی‌ها دربارۀ ترافیک، آلودگی و در عین حال نابودی فضاهای عمومی شهرها شده است. در حال حاضر به علت تسلط روزافزون اتومبیل در تهران، بسیاری از فضاهای عمومی بخش مرکزی از دسترس شهروندان خارج شده و فقط به مکانی برای انجام فعالیت‌های اجباری و نه اختیاری و تفریحی تبدیل شده است. ادامۀ این روند، فضاهای عمومی بخش مرکزی شهر تهران را پژمرده‌تر و بی‌کیفیت‌تر می‌کند. مدیریت شهری برای کاهش وابستگی به خودرو در فضاهای عمومی، سیاست‌های ترافیکی مختلفی در مرکز شهر تهران اعمال کرده است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق آمیختۀ اکتشافی، به دنبال شناسایی تأثیر دو سیاست دفعی محدودیت تردد اتومبیل و محدودیت  پارکینگ و دو سیاست تشویقی یعنی توسعۀ پیاده‌راه و توسعۀ حمل‌ونقل عمومی بر بهبود کیفی چهار بعد اجتماعی – فرهنگی، زیرساختی – کالبدی، زیست - محیطی و اقتصادی فضاهای عمومی است. با استفاده از روش تکنیک دلفی سیاستی، 4 بعد کلی برای فضاهای عمومی شناسایی شده و 384 پرسش‌نامه در محلۀ بازار تهران توزیع گردیده است. نتایج آزمون مقایسه‌ای فریدمن بیانگر این مهم بود که بعد زیست - محیطی، اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی و زیرساختی - کالبدی به ترتیب بیشترین تأثیر را از سیاست‌های ترافیکی پذیرفته‌اند. همچنین نتایج نشان می‌دهد که سیاست توسعۀ پیاده‌راه‌ها با بالاترین میانگین یعنی 65/66، توسعۀ حمل‌ونقل عمومی با 23/63، محدودیت تردد اتومبیل با 72/48 و سیاست محدودیت  پارکینگ با 08/40، به ترتیب بیشترین تأثیر را بر کیفیت فضاهای عمومی بخش مرکزی شهر تهران داشته‌اند.