فضای شهروندمدار، رویکردی نوین در تحقق توسعۀ پایدار شهری (مطالعۀ موردی: شهر تهران)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جغرافیا و برنامه‎ریزی شهری، دانشگاه شهید بهشتی

2 دکتری جغرافیا، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

3 دکتری مدیریت، دانشگاه تربیت مدرس

4 دکتری جغرافیا و برنامه ‏ریزی شهری، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

5 دکتری جغرافیای انسانی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

doi
10.22059/jurbangeo.2016.60642
چکیده

تطور مفهوم فضا در دهه‏های گذشته و ایجاد درک مشترک از اینکه فضا یک سازۀ اجتماعی و اجتماع نیز یک سازۀ فضایی است، از یک سو و در نظر گرفتن حقوق شهروندان به‌مثابۀ اساس برنامه‏ریزی‎های اجتماعی در گفتمانهای شهروندی از سوی دیگر، اساس نظری تبلور فضای شهروندمدار است. مفهومی که شناخت ابعاد و نحوۀ عینیت یافتن آن موضوع بسیاری از پژوهش‏ها، برنامه‏ریزی‎ها و طرح‏های شهری در چند سال اخیر بوده است. این پژوهش به دنبال بررسی و شناخت فضا، شهروندی و فضای شهروندمدار و تجزیه و تحلیل وضعیت فضای شهر تهران بر اساس شناخت است. روش‏ تحقیق توصیفی – تحلیلی و اساس آن مبتنی بر مدل CSI یا شاخص رضایت شهروندان از طریق مطالعۀ میدانی (384 پرسش‌نامه) و بهره‏گیری از روش‎های آماری کای‏اسکوئر،T-test تک‌نمونه‌ای، ضریب همبستگی اسپیرمن و... در محیط نرم‎افزار SPSSاست. نتایج نشان می‌دهد که شاخص‎های CSI در شهر تهران در وضعیت نامطلوب و نسبتاً مطلوب قرار دارد و شهروندان از فضای شهر تهران رضایتی کمتر از حد متوسط داشته‌اند. نتایج نشان‌دهندۀ دوری و فاصلۀ فضای شهر تهران از ابعاد و شاخص‏های فضای شهروندمدار به‌مثابۀ مهم‌ترین حلقۀ مفقودۀ نظام برنامه‏ریزی شهری تهران است که این امر می‏تواند هشداری برای بروز آسیب‏های اجتماعی – فضایی باشد و ضروری است از هم اکنون چاره‏ای برای حل آن اندیشیده شود.