چارچوب یکپارچۀ توسعۀ درونزای منطقهای در ایران
نویسندگان
1 دانشیار گروه برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی
2 دانشجوی دکتری برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، دانشگاه شهیدبهشتی
doi
10.22059/jte.2016.57600چکیده
بسیاری از پژوهشگران به موضوع شناسایی و چگونگی اثرگذاری نیروهای محرک و بسترساز توسعۀ درونزا توجه کردهاند؛ موضوعی که تاکنون بحثبرانگیز بوده است. کاستی رهیافتهای رایج در پاسخگویی به چگونگی دستیابی منطقه به توسعۀ درونزا، ناشی از پرداختن به موضوع از دریچۀ ِانتظامی خاص، یکسان فرض کردن میزان اثرگذاری نیروهای محرک شناساییشده بر توسعۀ درونزا در سطح منطقه و بیتوجهی به نقش متغیرهای مداخلهگر در تدوین روابط سببی از یک سو و ناممکن بودن تعمیم مدلهای مرسوم به کلیۀ بسترها از سوی دیگر، بوده است. این مطالعه با هدف پاسخ به کاستیهای یادشده و شناسایی نیروهای محرک و بسترسازِ خاص مناطق ایران در پیِ تدوین مدل نظری«توسعۀ درونزای منطقهای ایران»، است. با تعیین این دستور کار برای پژوهش، پس از ارائۀ تعاریف مختلف در زمینۀ توسعۀ درونزای منطقهای بهعنوان متغیر وابستۀ پنهان و شناسایی نیروهای محرک بسترساز بهعنوان متغیرهای مستقلِ پنهان به روش مطالعۀ اسنادی، نمایهها یا متغیرهای آشکار انتخاب شده و از طریق اندازهگیری روابط سببی با روش تحلیل مسیر، ضریب اهمیت اثرگذاری نیروها در بستر ایران تعیین خواهد شد. نتایج پژوهش نشان داد که براساس مقادیر شاخصهای برازندگی بهدستآمده، ساختار کلی مدل پژوهشی مناسب است و پنج عامل نهادی، رهبری، کارآفرینی و نوآوری، موهبت منابع و تناسب بازار در حدود 63 درصد از واریانس توسعۀ درونزای منطقهای را بیان میکنند. طبقهبندی JEL:E02,J68,O18