تحلیل شدت، مدت و بزرگی خشکسالی هیدرولوژیکی با استفاده از توابع کاپولا (مطالعۀ موردی: حوضۀ آبخیز کل مهران و بندر سدیج)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای علوم و مهندسی آبخیزداری، گروه مهندسی منابع طبیعی ،دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان
2 دانشیار گروه مهندسی منابع طبیعی و مدیر هستۀ پژوهشی تجزیهوتحلیل داده در علوم محیطی، گروه مهندسی منابع طبیعی، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه هرمزگان
3 استادیار گروه آمار و ریاضی و عضو هستۀ پژوهشی تجزیهوتحلیل داده در علوم محیطی، گروه ریاضیات و آمار، دانشکدۀ علوم پایه، دانشگاه هرمزگان
4 استادیار گروه آمار و ریاضی و عضو هستۀ پژوهشی تجزیهوتحلیل داده در علوم محیطی، گروه ریاضیات و آمار، دانشکدۀ علوم پایه، دانشگاه هرمزگان
doi
10.22059/ije.2020.295823.1270چکیده
همبستگی میان مشخصههای خشکسالی زیاد است. تحلیلهای تکمتغیرۀ خشکسالی قادر به وارد کردن تأثیرات این همبستگی در محاسبات نیستند. بنابراین، بهترین روش برای پایش خشکسالی، تحلیل همزمان مشخصههای آن است. هدف از تحقیق حاضر، بررسی خشکسالی هیدرولوژیکی در حوضۀ آبخیز کل مهران و بندر سدیج است. به این منظور، از توابع کاپولای تجربی برای محاسبۀ تابع توزیع تجمعی رواناب و محاسبۀ شاخص کمبود همزمان (JDI) استفاده شد. بعد از محاسبۀ JDI، سه مشخصۀ شدت، مدت و بزرگی خشکسالی استخراج شده و کاپولاهای تئوری خانوادۀ ارشمیدسی و بیضوی بر آنها برازش داده شد. سپس، کوپل سهمتغیرۀ مشخصههای خشکسالی صورت پذیرفت. نتایج بررسی JDI و SRI-12 در منطقۀ مطالعهشده نشان داد شاخص کمبود همزمان، برای پایش خشکسالی هیدرولوژیکی مناسب است و تخمین دقیقتری نسبت به SRI-12 از خشکسالی میدهد. نتایج نشان داد دورۀ بازگشت سهمتغیرۀ همزمان مقادیر بزرگتری را نسبت به دورۀ بازگشت سهمتغیرۀ شرطی نشان میدهد. بنابراین، احتمال همزمان یا شرطی با مقادیر زیاد و یا کم دورۀ بازگشت، برای پیشآگاهی از وقایع خشکسالی بسیار بااهمیت است، چرا که با کمبرآورد یا بیشبرآورد خطر خشکسالی، در بررسی تأثیر منفی خشکسالی بر منابع طبیعی، رطوبت خاک و کیفیت آب، بسیار کارا هستند. در مجموع، کاپولاهای چندبعدی میتوانند روشی مطمئن برای حل رابطۀ پیچیده و غیرخطی بین مشخصههای خشکسالی و ارائۀ یک شاخص جامع خشکسالی فراهم کنند.