سازمانهای اطلاعاتی و پیادهسازی دیپلماسی عمومی در چهارچوب جنگ شناختی
نویسندگان
1 عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران
doi
چکیده
در جنگ شناختی، یک بازیگر، باورها، اعتقادات، ارزشها و هنجارها و نیز نظام محاسباتی مردم، نخبگان و مسئولان کشور حریف را آماج خود قرار میدهد. بخشی از این نبرد، ماهیتی کاملاً پنهان دارد. برایناساس، سازمانهای اطلاعاتی میکوشند تا برای پیشبرد جنگ شناختی، از روشهایی بهره برند که هم اهداف، تحققپذیر و هم الزامات پنهانبودگی دستیابی به اهداف موردتوجه باشد. دیپلماسی عمومی یکی از این روشهاست. حال سؤال اساسی این است که دیپلماسی عمومی بهکارگرفتهشده توسط سازمانهای اطلاعاتی در چهارچوب جنگ شناختی با حریف، از چه ویژگیهایی برخوردار است؟ فرضیه درنظر گرفته شده در پاسخ به این سؤال، آن است که باتوجه به ماهیت پنهان سازمانهای اطلاعاتی، این پنهانبودگی بر تمامی اجزا و مراحل دیپلماسی عمومی حاکم بوده و مشخصاً باتوجه به اهداف عمدتاً سلبی و مقابلهای این سازمانها از اعمال دیپلماسی عمومی، مخاطبان و پیامهای ارسالی با احتساب این رویکرد سلبی انتخاب میشوند. فرضیه موردنظر با جمعآوری دادهها از منابع کتابخانهای و با رویکرد توصیفی و تحلیلی مورد بررسی قرار میگیرد. پاسخ به سؤال مذکور در پی این هدف است که با جایابی دیپلماسی عمومی در نظام کارکردی سازمانهای اطلاعاتی، جنگ شناختی متخاصمان علیه جمهوری اسلامی ایران را فهمپذیرتر سازد. یافتههای حاصل نشان میدهد که دیپلماسی عمومی بهکارگرفته شده توسط سازمان اطلاعاتی بهدلیل مأموریت و ماهیت متفاوت آن، از حیث هدف، نوع اطلاعات، نوع پیام، روش انتقال پیام، مخاطبان پیام، نوع و جغرافیای اقدام با دیپلماسی عمومی بهکارگرفته شده توسط سازمانها و نهادهای غیراطلاعاتی تفاوت دارد.