تحلیل تعارض در سیاستگذاری اجتماعی؛ بررسی فرایند تدوین قانون ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی

نویسندگان

1 استادیار دانشکدة علوم اجتماعی، دانشگاه تهران

doi
10.22059/jisr.2019.289806.941
چکیده

بحث طراحی ساختار نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی، نخستین‌بار در سال 1377 مطرح شد؛ اما فرایند نهایی ‌شدن آن، حدود شش سال به‌طول انجامید. قانون ساختار از نوع قوانین تأسیسی است و با تصویب آن، ارکانی نظیر وزارت رفاه و تأمین اجتماعی و شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی تأسیس شدند و تغییراتی در سازمان‌دهی حوزۀ رفاه و تأمین اجتماعی رخ داد؛ اما این قانون، در اجرا با چالش‌هایی اساسی مواجه شد و به‌تدریج، ابتدا براساس مصوبه‌ای در سال 1386 حوزۀ امدادی منفک شد، سپس وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در دو وزارتخانۀ کار و امور اجتماعی و تعاون ادغام و شورای عالی رفاه و تأمین اجتماعی نیز منفعل شد. در این مقاله، بر تحلیل ماهیت تعارض در فرایند تدوین این قانون تمرکز شده و پرسش اصلی این است که «عامل‌های مولد تعارض برای بازیگران مختلف چه عامل‌هایی بوده و این بازیگران چه راهبرد‌هایی را برای مواجهه با آن برگزیده‌اند؟». براساس رویکرد روش‌شناسی تفسیریِ ‌انتقادی، داده‌های پژوهش از راه مصاحبه با دست‌اندرکاران اصلی طراحی نظام جامع و مطالعة مذاکرات مجلس شورای اسلامی در زمان تصویب لایحه گردآوری و تحلیل شده است. براساس یافته‌های پژوهش، تعارض‌های ساختاری و منفعتی هم‌پوشانی زیادی با هم داشته و به‌همراه تعارض پارادایمی، بیشترین تأثیر را بر فرایند طراحی ساختار نظام جامع داشته‌اند.