بررسی بعد فرکتالی چاله بیجار با تأکید بر تغییرات سطح اساس

نویسندگان

1 هیأت علمی دانشگاه زنجان

2 گروه جغرافیا، دانشکده علوم انسانس، دانشگاه زنجان، دانشجوی کارشناسی ارشد

doi
چکیده

غییرات سطوح اساس از مهم‌ترین عوامل ناتعادلی فرم‌ها و فرایندهای در حوضه‌های آبریز است. حوضه آبریز قزل‌اوزن از زیرحوضه‌های دریای خزر، در طی کواترنری به‌شدت تحت تأثیر نوسانات سطح اساس بوده است. برای بررسی ژئومورفولوژیکی این اثرات در سراب قزل‌اوزن، با استفاده از نرم‌افزار GIS و نقشه‌های توپوگرافی و زمین‌شناسی آبراهه‌ها و لیتولوژی رقومی گردید و با توجه به شواهد تغییرات سطح اساس (اسارت و انحراف رودخانه‌ها و آبراهه‌های شعاعی همگرا) محدوده‌ی ژئونرون بیجار شناسایی شد. با استفاده از تئوری هندسه فراکتال و روش رتبه‌بندی هورتن- استرالر، نسبت انشعاب، طول آبراهه‌ها و بعد فرکتالی زیرحوضه ها محاسبه گردید. آثار تغییرات سطوح اساس محلی، به‌صورت سطوح تراکمی در 6 زیرحوضه انگوران چای، حسن‌آباد یاسوکند، یول کشتی، قروه و دهگلان، گرماب و سجاس‌رود شناسایی و تجزیه‌وتحلیل شد. در اطراف چاله بیجار 3 تراس دریاچه‌ای در ارتفاع 1561، 1540 و 1515 متری مشاهده گردید درحالی‌که در مرکز چاله فرایند کاوشی غلبه دارد. عدد 12/2 بعد آشوبناکی (فرکتالی) حوضه‌ی آبریز بیجار، دال بر شرایط تقریباً متعادل شبکه‌ی آبراهه‌ای در کل حوضه است که نشان‌دهنده متوقف شدن فرسایش قهقرایی در سرشاخه‌های رتبه‌ی یک است. در دو زیرحوضه یول کشتی و قروه دهگلان با بعد فرکتالی کمتر از 2 دال بر ضریب انشعاب بیشتر نسبت به مساحت حوضه است؛ در سر آب زیرحوضه‌های انگوران چای، سجاس‌رود و گرماب سرشاخه‌ها قادر به شکل‌گیری و عقب‌نشینی هستند. زیرحوضه حسن‌آباد یاسوکند با بیشترین عدد فرکتالی در بین زیرحوضه‌ها (25/3) به بیشترین حد تعادل خود رسیده و کمترین فرسایش قهقرایی در سرشاخه‌های آن مسلط است. بررسی رابطه‌ی بین بعد فراکتال نسبت انشعاب با مساحت حوضه‌های موردمطالعه دال بر یک رابطه‌ی معکوس و منفی است.