قدرت نرم در راهبرد منطقهای بایدن و تاثیر آن بر امنیت ملی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری روابط بینالملل، گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استاد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، ایران.
3 استادیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، دانشکده حقوق، الهیات و علوم سیاسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
چکیده
بایدن سیاست خاورمیانهای امریکا را براساس «موازنه ژئوپلیتیکی» تنظیم نمود. هر گونه موازنه میتواند تاثیر خود را در فضای منطقهای و راهبردی به جا گذارد. راهبرد «موازنه فراساحلی» بخشی از سازوکارهای موازنه و قدرت نرم آمریکا در فضای امنیت منطقهای خاورمیانه و جنوب غرب آسیا بوده است. موازنة ژئوپلیتیکی ریشه در سیاستگذاری راهبردی و امنیت ملی ایالات متحده در دهه سوم قرن 21 دارد. سیاستگذاری موازنه ژئوپلیتیکی بر نشانههایی از همکاری و ائتلاف بازیگران و کشورهای منطقهای دارد. پرسش اصلی مقاله آن است که «سیاستگذاری راهبردی بایدن در خاورمیانه دارای چه ویژگیهایی بوده و این امر چه تأثیری بر امنیت منطقهای و ایران بهجا میگذارد؟» فرضیة مقاله بیانگر این گزاره است که «سیاستگذاری راهبردی بایدن براساس موازنه نرم شکل گرفته و مبتنی بر کنش همکاریجویانه ایران با بازیگران منطقهای، ائتلافگرایی، چندجانبهگرایی، کنش دیپلماتیک و کنش سازنده خواهد شد.» در تنظیم مقاله از رویکرد «موازنه نرم محیط منطقهای» استفاده شده است. چنین رویکردی از سوی «سوزان ناسل» در تبیین ضرورتهای سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا ارائه شده است. براساس چنین ادراکی، هرگونه کنش همکاریجویانة قدرتهای بزرگ زمینه شکلگیری همکاریهای منطقهای متوازن و سازنده را فراهم می آورد. در تبیین مقاله از روش تحلیل دادهها و تحلیل محتوی استفاده میشود.