سنجش چندمرکزیتی مورفولوژیک در مقیاس فرامنطقه‌ای (استان‌های تهران، البرز و قزوین) با استفاده از کلان‌دادۀ لنداسکن

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه‌ریزی منطقه‌ای، دانشکدۀ شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 استادیار، گروه برنامه‌ریزی منطقه‌ای، دانشکدۀ شهرسازی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22080/usfs.2025.28492.2498
چکیده

چکیده چندمرکزیتی به‌عنوان یک مفهوم «مورفولوژیک»، به توزیع متوازن جمعیت و اشتغال در فضا اشاره دارد، به گونه‌ای که هیچ‌یک از مراکز بر سایرین تسلط نداشته باشد. با وجود این، تعیین محدوده و تعریف و عملیاتی‌سازی مفهوم «مرکز» همچنان به‌عنوان یک چالش مهم روش‌شناختی در اندازه-گیری چندمرکزیتی باقی مانده است. روش‌های پایین به بالا و مبتنی بر کلان‌داده‌ها می‌تواند با جلوگیری از سوگیری در تعریف محدودۀ مطالعه براساس واحدهای آماری اداری، از انتخاب اجباری مراکز فرعی در چنین محدوده‌هایی اجتناب نماید. بر اساس این، مطالعۀ حاضر در پی آن است تا با استفاده از داده‌های لنداسکن به‌عنوان یک پایگاه کلان‌داده منبع باز و با تحلیل اکتشافی داده‌های فضایی ESDA))، تحلیل محلی موران، تحلیل نقاط داغ، شاخص آنتروپی و استفاده از شاخص چندمرکزیتیت نسبی، به سنجش چندمرکزیتی مورفولوژیک ابر منطقۀ تهران- کرج – قزوین در یک بازۀ 13 ساله بپردازد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد اگرچه نقش غالب شهر تهران در منطقه ادامه دارد، اما ظهور و تقویت تدریجی مراکز ثانویه در نقاط پیراشهری مانند اسلامشهر، ری و پاکدشت، تسلط آن را به چالش کشیده است. به‌علاوه، تداوم حضور شهرهایی مانند ملارد، ورامین و رباط کریم در فهرست مراکز بالقوه بیان‌گر شکل گیری الگوی چند مرکزیتی در نواحی پیراشهری دو منطقۀ کلان‌شهری تهران و البرز است. بررسی توزیع تراکم‌های جمعیت و اشتغال در دوران همه‌گیری کرونا و پیش و پس از آن، مشخص می‌کند که چندمرکزیتی عملکردی منطقه بیش از چندمرکزیتی مورفولوژیک آن است.