توهّم مالی و تقاضا برای مخارج دولت در اقتصاد ایران
نویسندگان
1 دانشیار اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری دانشگاه سمنان
2 مربی، گروه اقتصاد، دانشکدۀ مدیریت و اقتصاد بافت، دانشگاه شهید باهنر کرمان
3 دانشجوی دکتری اقتصاد، دانشکدۀ علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه اصفهان
doi
10.22059/jte.2014.53179چکیده
بر طبق تئوریهای انتخاب عمومی، ویژگیهای ساختار مالیاتی در ادراک رأیدهندگان از بار مالیاتی اثر دارد؛ به طوری که رأیدهندگان میزان هزینهای را که برای کالاهای عمومی میپردازند کمتر از حد واقعی برآورد میکنند. بر اساس موضوع توهّم مالی مخارج دولت را میتوان بررسی کرد. در این مطالعه تلاش شده است رابطة مالیات و مخارج عمومی دولت در اقتصاد ایران طی سالهای 1360 ـ 1390 بر اساس تئوریهای انتخاب عمومی بررسی شود تا سطح مخارج دولت در زمینة تقاضای مؤدیان مالیاتی رأیدهنده برای کالاهای عمومی نشان داده شود. بدین منظور، از یک مدل استاندارد رأیدهندة میانه برای ترکیب توهّم مالی از طریق مالیاتهای کمتر قابل رؤیت (غیرمستقیم) استفاده شد. الگوی تصریحشده با استفاده از روشهای خودتوضیح برداری با وقفههای گسترده (ARDL) و الگوی تصحیح خطا (ECM) برآورد شد. یافتههای پژوهش کسری بودجة دولت را تأیید میکند و نشان میدهد توهّم مالی در ایران ناشی از سهم زیاد درآمد نفتی در بودجة دولت است، که نوعی مالیات بین نسلی بهشمار میآید و قابلِ رؤیت نبودنِ مالیات با افزایش سطح مخارج دولت همراه نیست.