استعاره مفهومی «کفر» و «ایمان» در قرآن کریم
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
doi
10.22067/jallv15.i2.2202-1112چکیده
استعاره مفهومی ابزاری نو از علوم شناختی است که با تکیهبر وضعیت شناختی انسان به مفهومسازی مفاهیم انتزاعی و غیرعینی میپردازد. در این شیوه درک مفاهیم انتزاعی و ناآشنا (حوزه مقصد) بهوسیلهی حوزههای مفهومی عینی و ملموس دیگر (حوزه مبدأ) صورت میگیرد. مهمترین مسئله در استعاره مفهومی وجود تناظرهایی نظاممند میان دو حوزهی مبدأ و مقصد است که از آن بهعنوان نگاشت یاد میشود. قرآن کریم سرشار از مفاهیم انتزاعی همانند «کفر» و «ایمان» است که بهمنظور درک بهتر آنها ضرورت دارد تا از شیوههای نوین تحلیل مفاهیم، بهویژه از استعاره مفهومی در تحلیل این مفاهیم و شیوه مفهومسازیشان استفاده کرد. پژوهش حاضر بر مبنای روش تحلیلی-توصیفی به هدف شناسایی و تحلیل استعارههای مفهومی متعلق به مفاهیم «کفر» و «ایمان» در آیات مبارکه شش جزء آخر قرآنکریم انجام شده است تا شیوه بیان مفاهیم انتزاعی توسط قرآنکریم آشکار گردد. با تحلیل استعارههای مفهومی در این بخش از قرآنکریم میتوان به این نتیجه رسید که قرآنکریم با بیان مفاهیم انتزاعی به شیوه استعاره مفهومی وضعیت شناختی انسان را مبنایی برای بیان مفاهیم کفر و ایمان قرار داده است و از آن در راستای مفهومسازی استفاده کرده است. مفهوم «کفر» بهعنوان حوزه مقصد با مفاهیمی شناخته شده همچون تاریکی، آلودگی، رویگردانی، جنگ، نیروی بازدارنده از ایمان و عدم کارایی حواس مفهومسازی شده است و مفاهیمی همچون نور، پاکیزگی، تجارت، سفر، مسابقه و جهتِ راست به مفهومسازی «ایمان» میپردازند. با تحلیل این استعارهها میتوان ایمان را به منزله نور، پاکیزگی، تجارت، سفر، مسابقه و شیء باارزشی که در جهت راست قرار دارد معرفی نمود و کفر را بهمنزله تاریکی، آلودگی، رویگردانی، جنگ و نیروی بازدارنده از ایمان در نظر گرفت.