بهکارگیری روش غربالگری کمّی در مدل ریزمقیاسنمایی آماری (SDSM) برای ایجاد سناریوهای تغییر اقلیم (مطالعۀ موردی: حوضۀ رودخانۀ گرگانرود)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری آبخیزداری، دانشکدۀ مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
2 دانشیار گروه آبخیزداری، دانشکدۀ مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
3 دانشیار گروه آبخیزداری، دانشکدۀ مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
4 استاد، مرکز ارزیابی و مدیریت جامع حوضۀ آبخیز، دانشگاه ملی استرالیا، کانبرا، استرالیا
5 استاد گروه محیط زیست، دانشکدۀ شیلات و محیط زیست، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
doi
10.22059/ije.2019.276200.1052چکیده
خروجی مدلهای گردش عمومی جوّ به دلیل تفکیک مکانی درشت آنها، در مقیاس منطقهای و محلی کاربرد ندارند و لازم است در سطح کوچکتر ریزمقیاس شوند. در پژوهش حاضر عملکرد مدل SDSM برای ریزمقیاسنمایی متغیرهای بارش، کمترین و بیشترین دما در حوضۀ رودخانۀ گرگانرود بررسی شده و بهمنظور انتخاب متغیرهای پیشبینیکننده، روش غربالگری کمّی بهکار گرفته شد. نتایج نشاندهندۀ کارایی مدل SDSM برای ریزمقیاسنمایی خروجیهای مدل CanESM2 در مقیاس حوضۀ رودخانۀ گرگانرود بود. بنابراین، مدل SDSM برای ریزمقیاسنمایی متغیرهای یادشده تحت سناریوهای RCP2.6 و RCP8.5 و برای سۀ دورۀ 2006-2040، 2041-2070، و 2070- 2100 استفاده شد. همچنین، روند تغییرات متغیرهای یادشده در دورۀ 2006-2040 بررسی شد. براساس نتایج، مقدار بارش در ایستگاههای تمر، چشمهخان، بهلکهداشلی و غفارحاجی در هر سه دورۀ زمانی بررسیشده و تحت هر دو سناریو افزایش یافته و در مقابل، در ایستگاههای گرگان و ارازکوسه کاهش مییابد. علاوه بر این، مقدار کمترین دما نیز در دورههای بررسیشده و تحت هر دو سناریو در ایستگاههای گرگان، چشمهخان، و ارازکوسه (بهجز دورۀ 2071-2100 تحت سناریوی RCP8.5) افزایش یافته و در ایستگاههای تمر، بهلکهداشلی و غفارحاجی کاهش مییابد. در هر سه دورۀ بررسیشده و تحت هر دو سناریو مقدار بیشترین دما در ایستگاههای گرگان، تمر، چشمهخان، و ارازکوسه افزایش یافته و در ایستگاههای کلیماتولوژی بهلکهداشلی و غفارحاجی کاهش مییابد. به طور کلی، جهت مشابهی در نوسان متغیرهای اقلیمی بررسیشده در ایستگاههای یادشده قابل پیشبینی نیست.